هوتانه

وبلاگ تخصصی تاریخ ایران باستان

اشعاری از مرحوم حمدالله گرگی زاده در وصف پیروزی ایل ملکشاهی بر امپراتوری عثمانی
نویسنده : علیرضا اسدی - ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۸

ایمه ملکشای شیره کر ایمن.        ایمه گوش رومیه ل، ده بن  بریمن رومیل زمانه، هم کرن   غلط.         تاگوشیلیان برین ،   ده نام حلت وبال  بستو ، قلب خونالی         گوشیان کرن وبن، دانانه والی

   منظور از رومی:(دشمن، یا همان عثمانی).   ---(والی: پادشاه)----(کرن وبن:اسارت)

معنای شعر: ما شیر مردهای ملکشاهی هستیم. ما گوش های سپاهیان رومی(عثمانی) را بریدیم. رومی های زمانه (عثمانی ها) غلط کردند که به فکر تجاوز به ایران افتادند که در مراتع حلت ( زمین های گرمسیر ملکشاهی)  شکست خوردند  و  به اسارت گرفته شدند و گوش هایشان بریده شد.


comment نظرات ()
سپاس از برادر و شاعر لر زبان آقای غلامعباس ریاحی به خاطر شعر ایل بزرگ ملکشاهی
نویسنده : علیرضا اسدی - ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۳

اخیرأ شاعر لرستانی آقای غلامعباس ریاحی شعری را در وصف ایل بزرگ ملکشاهی سروده اند و آن را تقدیم به مردم کرد کرده اند. برای دیدن متن اصلی شعر می توانید به سایت ادبی شعر ناب مراجعه نمایید. از همین جا دست این برادر بزرگوارم را می فشارم و می گویم ما هم به وجود شما و قوم بزرگ لر افتخار می کنیم . برای تشکر از ایشان شعرشان را تقدیم تمام مردم اصیل و دلیر ملکشاهی می نمایم.

کنون   خوانمتْ  من   ز ایلی   دلیر

که دارم ملِک شاهی اشْ  نام   ویر

دلیر  و  نژاده   به    ایران      زمین

نشیمنْ سنندج، به ایلام؛عراقش چنین

همه  گُرد  و رزمی  ، دلیر  ،  با نژاد

چنین   مردمی    کم   ندارم   به   یاد

کنون   گویم   از   بخشْ  بندی به ایل

که  دشمن  کشیدند، همهْ شان   به میل

نخست طائفه آید و پس بُنه مال و مال

سرانی   به   تاریخ     ندارند    هَمال

بزرگی   که    ایلش      کند      فرّهی

که حاجی فرامرز و کُنیه اش بود اسدی

طوایف   که   خوانم   من  از  نام آن

همه   مهربان؛  سربلند    در   جهان

خَمیس  و رسول وند  ،  نقی و  گُلان

در     آنجا    فراوان     بود   پهلوان

خلیل وند و روسگه،خلف مهرِ  شاد

که میهمان نوازند و بر دوست ،یاد

دو بَگ دارد آن قومُ در این دو بین

یکی  کاظم  و  آن  دگر هم  حسین

ز  قیطول  و کَلْوَند و  باولگِ  گُرد

ز چه ؛کس چو نامی از اینها نبُرد؟

سپس کل کل و قطره  سیْه آیدش

بلندی   ایران   ز   آن    بایدش

چو کوکی و خیر شه برم نامشان

خداوند     جانم   نگه دار  شان

شکر بگ ؛ سپس هم علی را نظر

که بودند همه  در  پی   صد  خطر

دو قرصه ،کنار وندِ دل پاک وجان

همه   گفتمی   از   دلیر   مردمان


------------------------------------------------------------

دوستان کُرد ببخشید اگر طائفه ایی از قلم افتاد

                  برگ سبزیست

--------------------------------------------------

کُردها برادران ما بودند از دیرباز.....

پس به خود می بالم از داشتن همچنین برادران

با نژادی.این سروده حماسی نیز ارزانی تان باد.


comment نظرات ()