هوتانه

وبلاگ تخصصی تاریخ ایران باستان

مقاله زبان کوردی بازمانده زبان مادها؛ نویسنده علیرضا اسدی
نویسنده : علیرضا اسدی - ساعت ٦:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢۳

 زبان کوردی بازمانده زبان مادها
علیرضا اسدی، هفته نامه سوران، سال ششم، شماره 243، 4 آبان 1393، ص 6.

 

زبان کوردی، زبان ارتباطی چهل الی چهل و پنج میلیون نفر است. اکثر این افراد در ناحیۀ جغرافیایی کوهستانی و یکپارچه ای زندگی می کنند که از نظر مساحت به بزرگی کشور فرانسه و یا بیشتر است. این ناحیۀ هلالی شکل، که تا حدود شمالی خاورمیانه و مرزهای روسیه گسترش می یابد، جایگاه اصلی قوم ماد از اقوام آریایی ساکن در نجد ایران بوده است که پس از جنگ جهانی اول بین کشورهای ترکیه، ایران، عراق و سوریه تقسیم شد. جمعیت های مهاجر کورد بسیار پراکنده هستند. در بین این جمعیت ها، جمعیت ساکن در اتحاد جماهیر شوروی سابق (بیش از 500 هزار نفر) از همه فعال تر است و هویت ملی اش به رسمیت شناخته شده است. بیش از یک و نیم میلیون کورد زبان در استان های خراسان شمالی، خراسان رضوی و سیستان و بلوچستان ساکن هستند. شاه عباس در قرن شانزدهم و هفدهم میلادی (دهم و یازدهم هجری) کورد زبانان را به این نواحی منتقل کرد تا از آن ها به عنوان سدی در برابر مهاجمان بیگانه استفاده کند. سپس تعدادی از قبایل کورد به افغانستان مهاجرت کردند و در حوالی هرات مستقر شدند. شمار زیادی از کوردها در کلان شهرهای خاورمیانه ساکن هستند، به خصوص در استانبول، آنکارا، تهران، بغداد، دمشق، بیروت، همچنین در جنوب آنکارا، در سیلیسی و در استان های فارس و کرمان در ایران جوامع قابل ملاحظه ای از مهاجران کورد وجود دارد. از سال های 1960 و 1970 میلادی به بعد کوردها به طور فزاینده ای به اکثر کشورهای غربی مهاجرت کردند. فقط در جمهوری آلمان تعداد آنها حدود 500 هزار نفر است.

 

گویش های متعدد کوردی مکمل گروه «ایرانی-آریایی» هستند که به خانوادۀ بزرگ زبان های هند و ایرانی تعلق دارند. این گویش ها یک مجموعۀ زبانی یکپارچه را تشکیل می دهند و این مجموعه از سایر زبان های ایرانی همجوار، یعنی زبان های شمال غربی ایران مانند تالشی، گویش های حاشیه دریاچه مازندران و ... متمایز است. از دیرباز تاکنون در باره ارتباط بین زبان کوردی و زبان مادها از اقوام آریایی، پژوهش های بی شماری صورت گرفته است. از زبان مادها، نخستین بنیانگذاران حکومتی ایران، با وجود اهمیت تاریخی گویشوران آن در متونی مستقیم، آثاری باقی نمانده است؛ حتی این نیز برای ما مجهول مانده است که آیا مادها برای اهداف حکومتی و مانند آن هرگز زبان مادریشان را به نگارش درآورده اند یا نه. آثار زبان مادی را تنها می توان غیر مستقیم باز شناخت: به ویژه گونه های واژگانی ای در سنگ نوشته های هخامنشی به فارسی باستان که از قوانین آوایی فارسی باستان پیروی نمی کنند. دیاکونوف ماد شناس معروف بر این باور است که زبان ادبی کتیبه های هخامنشی که توسط دبیران آرامی زبان و با خط فارسی باستان نوشته شده بود در تحت تأثیر شدید زبان مادی که قبلأ به صورت زبان ادبی تکوین یافته بوده مدون گشته است.

 

گروهی از دانشمندان بر این باورند که از زبان مادی به جز چند واژۀ ساده مانند اسپاکو (ماده سگ) و یا اسپ (اسب) و ... چیزی باقی نمانده است. اما گروهی دیگر از دانشمندان بر این باورند که چگونه ممکن است که از زبان مردم ماد با آن همه سابقۀ تاریخی چیزی بر جای نمانده باشد و به حق بر این اعتقادند که کوردها بازماندگان مادها و گویش های متعدد کوردی بازماندۀ زبان مادها می باشند.

 

میجرسون چنین می نویسد: زبان کوردی، گویش صاف آریایی از بین رفته است، در میان زبان های خاورمیانه نه تنها این زبان است که به جز قبول بعضی از تغییرات دینی، خود را از اختلاط با زبان عربی حفظ کرده است بلکه کلمات قدیم آریایی نشان می دهند که این کلمات، با این که از گویش ایرانیان کنونی خارج شده اند، هنوز هم کوردها با آن صحبت می کنند. با تطبیق واژگان کوردی با واژگان فارسی میانه (پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی) صدق گفتار میجرسون بر ما آشکار می گردد و به این نتیجه می توان رسید که بسیاری از واژگان پهلوی با واژگان کوردی هم ریشه اند، این واژگان کوردی نه تنها در واژگان عادی بلکه در واژگان اساطیری ایرانی نیز نمود دارند.

 

دکتر بهار در این خصوص چنین می نویسد: طوایف کورد بدون تردید از آن مردمی اند که از روزگاران قدیم در سرزمین خود که بخشی از ایران است، جایگیر بوده اند و گاهی دامنه ی چراگاه و خیمه و خرگاه خود را تا دشت های لرستان و جبال اصفهان و کوه کیلویه و سواحل خلیج فارس گسترده اند و زبان و آداب آن مردم یکی از دیرینه ترین زبان ها و آداب ایران است و شعر کوردی یکی از اقسام شعرهای پنج هجایی قدیم است و لغات آن قوم نیز یکی از شاخه های زبان ایرانی کهن است.

 

همچنین پروفسور مینورسکی و پروفسور سایکس زبان کوردی را از شاخۀ زبان های هند و اروپایی می دانند و مادها را عشایر کورد و زبان کوردی را تنها بازماندۀ زبان مادها از اقوام آریایی می دانند. آنچه که مسلم است در گویش های متعدد کوردی بسیاری از واژگان کوردی با واژه های فارسی میانه (پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی) و ایرانی باستان هم ریشه اند و زبان مادها نیز از گویش های زبان ایرانی باستان محسوب می شود.

 

گویش ها

 

تفاوت های موجود در بین گویش های کوردی بستگی به فاصلۀ جغرافیایی این گویش ها از یکدیگر دارد، چرا که این گویش ها به خطه ای پوشیده از کوه های بلند تعلق دارند که برقراری ارتباط در آن مشکل است و از نظر سیاسی نیز هیچ گاه به خطه ای واحد تبدیل نشده است. به طور کلی کوردی به سه گروه گویشی و یک گروه گویشی وابسته تقسیم می شود:

 

1- گروه شمالی از نظر تعداد گویشوران (که حدود بیست میلیون نفر تخمین زده می شوند) مهم ترین گروه گویشی است. این گروه به دو زیر گروه تقسیم می شود:

 

الف- گروه غربی که شامل گویش های موسوم به کرمانجی می شود که در هفده شهرستان واقع در شرق و جنوب شرقی ترکیه، در جوار مناطق کورد نشین ایران و سوریه رواج دارد. همچنین، این گروه شامل زبان جوامع مهاجر کورد، که در سیلیسی پراکنده هستند و زبان جمعیت های کورد، که در اغلب شهرهای بزرگ ترکیه ساکن هستند، نیز می شود. به این گروه زبان کوردی رایج در دشت جزیره در شمال شرقی سوریه، زبان جمعیت های کورد ساکن در اغلب شهرهای سوریه و همچنین زبان کوردهای ساکن در لبنان را نیز باید اضافه کرد.

 

گویش هایی که به گویش های ذکر شده نزدیک هستند عبارتند از: گویش های کوردی رایج در شمال استان آذربایجان غربی در ایران، همچنان که کوردی رایج در استان های خراسان شمالی و خراسان رضوی و بلوچستان، و احتمالأ گویش کوردی رایج در افغانستان. گروه غربی یک زبان ادبی را به وجود آورده است که تا سال های 1930 میلادی به خط عربی نوشته می شد و شاعران بزرگی چون ملای جزری، فقیه طیران، احمد خانی، اسماعیل بایزیدی، پرتوبگ هاکاری و ... به خود دیده است. امروزه کرمانجی غربی به وسیلۀ یک گونۀ الفبای لاتینی که به الفبای ترکی نزدیک است نوشته می شود.

 

ب- گروه شرقی: عبارت است از کوردی رایج در ماورای قفقاز شوروی سابق، یعنی در ارمنستان، آذربایجان، گرجستان، همچنان که در ترکمنستان، قرقیزستان و قزاقستان. گویش دیگری که با این گویش قرابت دارد، گویشی موسوم به بادینانی است، که بر مبنای سلطان نشین باستانی بهدینان نامگذاری شده است و در شمال غربی عراق، در موصل و دهوک رواج دارد. گروه شرقی نیز باعث پدید آمدن یک زبان ادبی شده است. در اتحاد جماهیر شوروی، از همان آغاز حکومت شوروی، هویت ملی جمعیت کورد به رسمیت شناخته شد. در آن جا خط ارمنی برای انتشار نخستین آثار کوردی مورد استفاده قرار گرفت. در سال 1929 میلادی، همزمان با موج بزرگ لاتینی گرایی که کشورهای مشرق زمین را در بر گرفته بود، یک لغت شناس آسوری به نام ق.ی. ماراگولف الفبایی را بر اساس الفبای لاتینی تنظیم کرد و این الفبا تا هنگام جنگ جهانی دوم برای انتشار آثار کوردی مورد استفاده قرار گرفت. تلاش رهبران شوروی باعث شد که بسیاری از الفباهای رایج در آن کشور، از جمله الفبای کوردی، به الفبای سیریلی تبدیل شوند. الفبای سیریلی، از سال 1946 میلادی تاکنون در نشر تعداد زیادی از آثار کوردی در شوروی سابق و کشورهای تازه استقلال یافته مورد استفاده قرار گرفته است.

 

2- گروه مرکزی: گویش کردی ای را در بر می گیرد که در شمال شرقی عراق در شهرستان های سلیمانیه، اربیل، کرکوک، خانقین رواج دارد و در آن ناحیه، بر مبنای سلطان نشین باستانی سوران، سورانی نامیده می شود. همچنین، این گروه شامل گویش هایی می شود که در همسایگی نواحی ذکر شده، یعنی در کوردستان ایران رواج دارند و موسوم به کوردی مکری هستند. این گروه زبانی تا ناحیۀ جنوبی تری در استان کوردستان نیز امتداد می یابد، جایی که گویش موسوم به سنه ای (سنندجی) رواج دارد. سورانی و سنه ای هر کدام به زبانی ادبی تبدیل شدند. برای نوشتن این دو زبان از الفبای عربی- فارسی استفاده می شد که تا مدتی پس از جنگ جهانی اول در منطقه رواج داشت. شاعرانی چون نالی، کوردی، حاجی قادر کویی، شیخ رضا طالبانی و ... ، آثار خود را با استفاده از همین الفبا نوشتند. از دهۀ 1929 میلادی به بعد کوردهای عراق به شهروندان یک دولت عربی تبدیل شدند و مجبور به استفاده از الفبای عربی گردیدند. اما پس از فروپاشی رژیم بعث در عراق کوردهای عراق بار دیگر رسم الخط خود را باز آفرینی نمودند.

 

3- گروه جنوبی: از تعداد زیادی گویش های ناهمگون تشکیل شده که از این بین می توان به گویش کرمانشاهی، گویش سنجابی، گویش کلهری، گویش لکی، گویش ایلامی و ... اشاره کرد. کوردی کلهری عمدتأ در استان کرمانشاه و شهرستان ایوان در استان ایلام رایج است و گویش کوردی ایلامی گویش عمدۀ مردم استان ایلام و ایلات و طوایف قدیمی آن است و با اندک اختلافی در شهرستان های ایلام، ملکشاهی، مهران، سیروان، چرداول و بخش های عمده ای از شهرستان های دهلران، دره شهر و آبدانان و مناطقی از کشور عراق نظیر استان دیاله و شهرهای مندلی و خانقین بدان تکلم می شود. از این گروه زبانی، زبان ادبی کمتری به جای مانده است. شاعرانی همچون غلامرضا ارکوازی و شامی کرمانشاهی نیز اشعاری را در گذشته به زبان کوردی سروده اند. در این میان لهجه ملکشاهی شباهت های ساختاری بی شماری با کوردی کرمانجی دارد.

 

4- زبان های گورانی و زازا و اورامانی: در گروه شمال غربی زبان های ایرانی قرار داده می شوند و از لحاظ هم جواری و احساسات عمیق سخنگویان آن ها نیز خود را به زبان های کوردی متعلق می دانند هر چند که تحولات خاص زبان کوردی در آنها صورت نگرفته است. گورانی زبان افرادی است که در ناحیه ای در شمال شهر کرمانشاه سکونت دارند، ناحیه ای از دامنه کوه شاهو تا مرز عراق گسترش می یابد. اورامانی ها که از نظر زبانی به گورانی ها نزدیک هستند، در ناحیۀ جنوبی زاگرس، در غرب شهر سنندج مستقر هستند. اورامان داغ یک آشیانۀ عقاب واقعی است و امتداد شمالی رشته کوه شاهو را تشکیل می دهد. اورامانی ها به دو دسته تقسیم می شوند: اورامانی های لهون، مستقر در جنوب غربی رشته کوه شاهو و اورامانی های تخت، مستقر در شمال و شرق رشته کوه شاهو که مهم ترین شهرهای این ناحیه پاوه، شاهو، حجیج هستند.

 

گروه های دیگری نیز وجود دارند که به گویش های نزدیک به گورانی سخن می گویند و به نظر می رسد که از تعداد سخنگویان بیش تری برخوردار باشند. این گروه ها متشکل از باجلانی ها هستند که باجروانی یا بیجوانی یا باجروانی نیز خوانده می شوند.

 

زازا عبارت است از مجموعه ای از گویش ها که توسط گروه هایی کمابیش همگون به کار برده می شود. این گروه ها در ناحیه ای به شکل چهار ضلعی زندگی می کنند که محدود است به ناحیۀ زارا (استان سیواس ترکیه) در شمال غربی، ارزنجان در شمال شرقی، روستای گرگر (استان آدی یامان ترکیه) و موتکی (استان بدلیس ترکیه) در جنوب شرقی. تاکنون فقط دو دست نوشتۀ زازایی منتشر شده است: یکی مولود اثر ملا احمد خاصی و دیگری مولود اثر عثمان افندی که تنها آثار نوشته شده به زبان زازایی می باشند.

 

الف- گویش های شمالی

 

1- غربی:

 

که به گویش کرمانجی معروف است. این گویش در شرق و جنوب شرق ترکیه، کردهای سیلیسی ترکیه، شمال شرقی سوریه و کردهای ساکن لبنان، کردهای آذربایجان غربی ایران، کردهای خراسان و بلوچستان و احتمالأ کردهای افغانستان دیده می شود.

 

2- شرقی:

 

گویش کردهای قفقاز شوروی سابق، شامل؛ ارمنستان، آذربایجان، گرجستان، ترکمنستان، قرقیزستان و قزاقستان، کردهای بادینانی شمال غربی عراق در موصل و دهوک.

 

ب- گویش های مرکزی(سورانی)

 

این گویش در شمال شرقی عراق ، شمال غربی ایران، کردهای مکری و همچنین در سنندج و در اطراف آن که به گویش ( سنه ای ) معروف است. گویش سورانی شامل لهجه های اردلانی، مکریانی و جافی است. شهرهای اصلی گویشوران سورانی عبارتند از: پیرانشهر، بانه، بوکان، اشنویه، سردشت، مهاباد، نقده، رواندوز، سقز، دیواندره ،شاهین دژ، سنندج، تکاب، قسمتی از بیجار، مریوان، جوانرود، کامیاران، سلیمانیه، حلبچه، اربیل، رانیه، کویسنجق و کرکوک.

 

ج- گویش های جنوبی

 

1- کلهری:

 

این گویش شامل مناطقی ازاسد آباد در استان همدان ، استان کرمانشاه و کردستان تا شهر ایوان استان ایلام؛ شهرهای: کرمانشاه، اسلام آبادغرب، گیلانغرب ، سرپل ذهاب ، قصر شیرین ، ایوان غرب، ماهیدشت، سیروان و ایوان می شود و شامل لهجه های:گروسی(بیجار)، کلیایی، زنگنه‌ای، قصری است.

 

2- کرمانشاهی:

 

در شهر کرمانشاه

 

3 - ایلامی:

 

شامل لهجه های ملکشاهی، ایلامی، خزلی، ارکوازی، بدره ای ، آبدانانی است. گویش ایل های ملکشاهی، ارکوازی، خزل، ایل کرد ، میشخاصی، علیشروان، عالی بیگی، ملخطاوی، بولی، هلیلان بیجنوند و ...است. شهرهای اصلی گویشوران ایلامی عبارتند از: ایلام، ملکشاهی ، مهران، بدره، آبدانان، دهلران، سیروان، سرابله . همچنین در کردستان عراق نیز شهرهای بدره، خانقین، مندلی، زرباتیه، جلولا، جسان، کلار و کفری با گویشی شبیه به گویش ایلامی سخن می گویند.

 

4- لکی:

 

در این که لکی زبانی جدا و یا گویشی از زبان کردی و یا زبان لری است اختلاف نظر وجود دارد. برخی از زبان شناسان همچون  اتنولوگ آن را در زمره گویش های کردی جنوبی قرار داده اند و برخی آن را زبانی جدا دانسته اند. حوزه گسترش گویش لکی عبارت است از: بخش بیرانوند یا هرو در شرق لرستان با ایل بیرانوند. شهرستان سلسله یا الشتر در شمال شرقی. شهرستان دلفان یا نورآباد لرستان در شمال غربی. شهرستان کوهدشت در غرب لرستان با طایفه‌هایی همچون آدینه وند،آزادبخت، اتیوند، اولادقباد، گراوند و شاهیوند و بخش رومشگان در جنوب کوهدشت با طوایف امرایی، پادروند. شرق استان‌های کرمانشاه و کردستان و ایلام مانند شهرهای هرسین، دینور و دره شهر و شیروان چرداول با طایفه هایی همچون دارابی -صحرابگی در بیجنوند و شهبازی در هلیلان. جنوب استان همدان

 

5- سنجابی:

 

این گویش در قصرشیرین، نفت شهر، بخش‌هایی از دشت ماهیدشت استان کرمانشاه رایج است.

 

لازم به ذکر است که گویش گورانی جدا از گویش های کردی تقسیم بندی می شود، زیرا تحولات خاص زبان کردی در آن صورت نگرفته است و شامل: شمال کرمانشاه از دامنه کوه شاهو تا عراق و همچنین گویش اورامانی می شود.

 

 

 

منابع:

 

رودیگر اشمیت (ویراستار). راهنمای زبان های ایرانی. جلد اول و دوم. ترجمه آرمان بختیاری و دیگران. تهران: انتشارت ققنوس، 1387.

 

علیرضا اسدی. فرهنگ تطبیقی گویش کردی ایلامی با زبان ایرانی میانه (پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی) به انضمام تاریخ و زبان استان ایلام قبل از اسلام. ایلام: انتشارات جوهر حیات،1391.

 

محمد تقی بهار. سبک شناسی. تهران: انتشارات زوار، 1390.

 

م، خرم دل. صرف دستور زبان کوردی سورانی. مهاباد، 1361.

 

ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف. تاریخ ماد. ترجمه کریم کشاورز. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1388، چاپ نهم.

 

ولادمیر مینورسکی. کورد فی دائره المعارف الاسلامیه. بی جا، بی تا.

 

 

 

زبان کوردی بازمانده زبان مادها
علیرضا اسدی، هفته نامه سوران، سال ششم، شماره 243، 4 آبان 1393، ص 6.

 

زبان کوردی، زبان ارتباطی چهل الی چهل و پنج میلیون نفر است. اکثر این افراد در ناحیۀ جغرافیایی کوهستانی و یکپارچه ای زندگی می کنند که از نظر مساحت به بزرگی کشور فرانسه و یا بیشتر است. این ناحیۀ هلالی شکل، که تا حدود شمالی خاورمیانه و مرزهای روسیه گسترش می یابد، جایگاه اصلی قوم ماد از اقوام آریایی ساکن در نجد ایران بوده است که پس از جنگ جهانی اول بین کشورهای ترکیه، ایران، عراق و سوریه تقسیم شد. جمعیت های مهاجر کورد بسیار پراکنده هستند. در بین این جمعیت ها، جمعیت ساکن در اتحاد جماهیر شوروی سابق (بیش از 500 هزار نفر) از همه فعال تر است و هویت ملی اش به رسمیت شناخته شده است. بیش از یک و نیم میلیون کورد زبان در استان های خراسان شمالی، خراسان رضوی و سیستان و بلوچستان ساکن هستند. شاه عباس در قرن شانزدهم و هفدهم میلادی (دهم و یازدهم هجری) کورد زبانان را به این نواحی منتقل کرد تا از آن ها به عنوان سدی در برابر مهاجمان بیگانه استفاده کند. سپس تعدادی از قبایل کورد به افغانستان مهاجرت کردند و در حوالی هرات مستقر شدند. شمار زیادی از کوردها در کلان شهرهای خاورمیانه ساکن هستند، به خصوص در استانبول، آنکارا، تهران، بغداد، دمشق، بیروت، همچنین در جنوب آنکارا، در سیلیسی و در استان های فارس و کرمان در ایران جوامع قابل ملاحظه ای از مهاجران کورد وجود دارد. از سال های 1960 و 1970 میلادی به بعد کوردها به طور فزاینده ای به اکثر کشورهای غربی مهاجرت کردند. فقط در جمهوری آلمان تعداد آنها حدود 500 هزار نفر است.

 

گویش های متعدد کوردی مکمل گروه «ایرانی-آریایی» هستند که به خانوادۀ بزرگ زبان های هند و ایرانی تعلق دارند. این گویش ها یک مجموعۀ زبانی یکپارچه را تشکیل می دهند و این مجموعه از سایر زبان های ایرانی همجوار، یعنی زبان های شمال غربی ایران مانند تالشی، گویش های حاشیه دریاچه مازندران و ... متمایز است. از دیرباز تاکنون در باره ارتباط بین زبان کوردی و زبان مادها از اقوام آریایی، پژوهش های بی شماری صورت گرفته است. از زبان مادها، نخستین بنیانگذاران حکومتی ایران، با وجود اهمیت تاریخی گویشوران آن در متونی مستقیم، آثاری باقی نمانده است؛ حتی این نیز برای ما مجهول مانده است که آیا مادها برای اهداف حکومتی و مانند آن هرگز زبان مادریشان را به نگارش درآورده اند یا نه. آثار زبان مادی را تنها می توان غیر مستقیم باز شناخت: به ویژه گونه های واژگانی ای در سنگ نوشته های هخامنشی به فارسی باستان که از قوانین آوایی فارسی باستان پیروی نمی کنند. دیاکونوف ماد شناس معروف بر این باور است که زبان ادبی کتیبه های هخامنشی که توسط دبیران آرامی زبان و با خط فارسی باستان نوشته شده بود در تحت تأثیر شدید زبان مادی که قبلأ به صورت زبان ادبی تکوین یافته بوده مدون گشته است.

 

گروهی از دانشمندان بر این باورند که از زبان مادی به جز چند واژۀ ساده مانند اسپاکو (ماده سگ) و یا اسپ (اسب) و ... چیزی باقی نمانده است. اما گروهی دیگر از دانشمندان بر این باورند که چگونه ممکن است که از زبان مردم ماد با آن همه سابقۀ تاریخی چیزی بر جای نمانده باشد و به حق بر این اعتقادند که کوردها بازماندگان مادها و گویش های متعدد کوردی بازماندۀ زبان مادها می باشند.

 

میجرسون چنین می نویسد: زبان کوردی، گویش صاف آریایی از بین رفته است، در میان زبان های خاورمیانه نه تنها این زبان است که به جز قبول بعضی از تغییرات دینی، خود را از اختلاط با زبان عربی حفظ کرده است بلکه کلمات قدیم آریایی نشان می دهند که این کلمات، با این که از گویش ایرانیان کنونی خارج شده اند، هنوز هم کوردها با آن صحبت می کنند. با تطبیق واژگان کوردی با واژگان فارسی میانه (پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی) صدق گفتار میجرسون بر ما آشکار می گردد و به این نتیجه می توان رسید که بسیاری از واژگان پهلوی با واژگان کوردی هم ریشه اند، این واژگان کوردی نه تنها در واژگان عادی بلکه در واژگان اساطیری ایرانی نیز نمود دارند.

 

دکتر بهار در این خصوص چنین می نویسد: طوایف کورد بدون تردید از آن مردمی اند که از روزگاران قدیم در سرزمین خود که بخشی از ایران است، جایگیر بوده اند و گاهی دامنه ی چراگاه و خیمه و خرگاه خود را تا دشت های لرستان و جبال اصفهان و کوه کیلویه و سواحل خلیج فارس گسترده اند و زبان و آداب آن مردم یکی از دیرینه ترین زبان ها و آداب ایران است و شعر کوردی یکی از اقسام شعرهای پنج هجایی قدیم است و لغات آن قوم نیز یکی از شاخه های زبان ایرانی کهن است.

 

همچنین پروفسور مینورسکی و پروفسور سایکس زبان کوردی را از شاخۀ زبان های هند و اروپایی می دانند و مادها را عشایر کورد و زبان کوردی را تنها بازماندۀ زبان مادها از اقوام آریایی می دانند. آنچه که مسلم است در گویش های متعدد کوردی بسیاری از واژگان کوردی با واژه های فارسی میانه (پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی) و ایرانی باستان هم ریشه اند و زبان مادها نیز از گویش های زبان ایرانی باستان محسوب می شود.

 

گویش ها

 

تفاوت های موجود در بین گویش های کوردی بستگی به فاصلۀ جغرافیایی این گویش ها از یکدیگر دارد، چرا که این گویش ها به خطه ای پوشیده از کوه های بلند تعلق دارند که برقراری ارتباط در آن مشکل است و از نظر سیاسی نیز هیچ گاه به خطه ای واحد تبدیل نشده است. به طور کلی کوردی به سه گروه گویشی و یک گروه گویشی وابسته تقسیم می شود:

 

1- گروه شمالی از نظر تعداد گویشوران (که حدود بیست میلیون نفر تخمین زده می شوند) مهم ترین گروه گویشی است. این گروه به دو زیر گروه تقسیم می شود:

 

الف- گروه غربی که شامل گویش های موسوم به کرمانجی می شود که در هفده شهرستان واقع در شرق و جنوب شرقی ترکیه، در جوار مناطق کورد نشین ایران و سوریه رواج دارد. همچنین، این گروه شامل زبان جوامع مهاجر کورد، که در سیلیسی پراکنده هستند و زبان جمعیت های کورد، که در اغلب شهرهای بزرگ ترکیه ساکن هستند، نیز می شود. به این گروه زبان کوردی رایج در دشت جزیره در شمال شرقی سوریه، زبان جمعیت های کورد ساکن در اغلب شهرهای سوریه و همچنین زبان کوردهای ساکن در لبنان را نیز باید اضافه کرد.

 

گویش هایی که به گویش های ذکر شده نزدیک هستند عبارتند از: گویش های کوردی رایج در شمال استان آذربایجان غربی در ایران، همچنان که کوردی رایج در استان های خراسان شمالی و خراسان رضوی و بلوچستان، و احتمالأ گویش کوردی رایج در افغانستان. گروه غربی یک زبان ادبی را به وجود آورده است که تا سال های 1930 میلادی به خط عربی نوشته می شد و شاعران بزرگی چون ملای جزری، فقیه طیران، احمد خانی، اسماعیل بایزیدی، پرتوبگ هاکاری و ... به خود دیده است. امروزه کرمانجی غربی به وسیلۀ یک گونۀ الفبای لاتینی که به الفبای ترکی نزدیک است نوشته می شود.

 

ب- گروه شرقی: عبارت است از کوردی رایج در ماورای قفقاز شوروی سابق، یعنی در ارمنستان، آذربایجان، گرجستان، همچنان که در ترکمنستان، قرقیزستان و قزاقستان. گویش دیگری که با این گویش قرابت دارد، گویشی موسوم به بادینانی است، که بر مبنای سلطان نشین باستانی بهدینان نامگذاری شده است و در شمال غربی عراق، در موصل و دهوک رواج دارد. گروه شرقی نیز باعث پدید آمدن یک زبان ادبی شده است. در اتحاد جماهیر شوروی، از همان آغاز حکومت شوروی، هویت ملی جمعیت کورد به رسمیت شناخته شد. در آن جا خط ارمنی برای انتشار نخستین آثار کوردی مورد استفاده قرار گرفت. در سال 1929 میلادی، همزمان با موج بزرگ لاتینی گرایی که کشورهای مشرق زمین را در بر گرفته بود، یک لغت شناس آسوری به نام ق.ی. ماراگولف الفبایی را بر اساس الفبای لاتینی تنظیم کرد و این الفبا تا هنگام جنگ جهانی دوم برای انتشار آثار کوردی مورد استفاده قرار گرفت. تلاش رهبران شوروی باعث شد که بسیاری از الفباهای رایج در آن کشور، از جمله الفبای کوردی، به الفبای سیریلی تبدیل شوند. الفبای سیریلی، از سال 1946 میلادی تاکنون در نشر تعداد زیادی از آثار کوردی در شوروی سابق و کشورهای تازه استقلال یافته مورد استفاده قرار گرفته است.

 

2- گروه مرکزی: گویش کردی ای را در بر می گیرد که در شمال شرقی عراق در شهرستان های سلیمانیه، اربیل، کرکوک، خانقین رواج دارد و در آن ناحیه، بر مبنای سلطان نشین باستانی سوران، سورانی نامیده می شود. همچنین، این گروه شامل گویش هایی می شود که در همسایگی نواحی ذکر شده، یعنی در کوردستان ایران رواج دارند و موسوم به کوردی مکری هستند. این گروه زبانی تا ناحیۀ جنوبی تری در استان کوردستان نیز امتداد می یابد، جایی که گویش موسوم به سنه ای (سنندجی) رواج دارد. سورانی و سنه ای هر کدام به زبانی ادبی تبدیل شدند. برای نوشتن این دو زبان از الفبای عربی- فارسی استفاده می شد که تا مدتی پس از جنگ جهانی اول در منطقه رواج داشت. شاعرانی چون نالی، کوردی، حاجی قادر کویی، شیخ رضا طالبانی و ... ، آثار خود را با استفاده از همین الفبا نوشتند. از دهۀ 1929 میلادی به بعد کوردهای عراق به شهروندان یک دولت عربی تبدیل شدند و مجبور به استفاده از الفبای عربی گردیدند. اما پس از فروپاشی رژیم بعث در عراق کوردهای عراق بار دیگر رسم الخط خود را باز آفرینی نمودند.

 

3- گروه جنوبی: از تعداد زیادی گویش های ناهمگون تشکیل شده که از این بین می توان به گویش کرمانشاهی، گویش سنجابی، گویش کلهری، گویش لکی، گویش ایلامی و ... اشاره کرد. کوردی کلهری عمدتأ در استان کرمانشاه و شهرستان ایوان در استان ایلام رایج است و گویش کوردی ایلامی گویش عمدۀ مردم استان ایلام و ایلات و طوایف قدیمی آن است و با اندک اختلافی در شهرستان های ایلام، ملکشاهی، مهران، سیروان، چرداول و بخش های عمده ای از شهرستان های دهلران، دره شهر و آبدانان و مناطقی از کشور عراق نظیر استان دیاله و شهرهای مندلی و خانقین بدان تکلم می شود. از این گروه زبانی، زبان ادبی کمتری به جای مانده است. شاعرانی همچون غلامرضا ارکوازی و شامی کرمانشاهی نیز اشعاری را در گذشته به زبان کوردی سروده اند. در این میان لهجه ملکشاهی شباهت های ساختاری بی شماری با کوردی کرمانجی دارد.

 

4- زبان های گورانی و زازا و اورامانی: در گروه شمال غربی زبان های ایرانی قرار داده می شوند و از لحاظ هم جواری و احساسات عمیق سخنگویان آن ها نیز خود را به زبان های کوردی متعلق می دانند هر چند که تحولات خاص زبان کوردی در آنها صورت نگرفته است. گورانی زبان افرادی است که در ناحیه ای در شمال شهر کرمانشاه سکونت دارند، ناحیه ای از دامنه کوه شاهو تا مرز عراق گسترش می یابد. اورامانی ها که از نظر زبانی به گورانی ها نزدیک هستند، در ناحیۀ جنوبی زاگرس، در غرب شهر سنندج مستقر هستند. اورامان داغ یک آشیانۀ عقاب واقعی است و امتداد شمالی رشته کوه شاهو را تشکیل می دهد. اورامانی ها به دو دسته تقسیم می شوند: اورامانی های لهون، مستقر در جنوب غربی رشته کوه شاهو و اورامانی های تخت، مستقر در شمال و شرق رشته کوه شاهو که مهم ترین شهرهای این ناحیه پاوه، شاهو، حجیج هستند.

 

گروه های دیگری نیز وجود دارند که به گویش های نزدیک به گورانی سخن می گویند و به نظر می رسد که از تعداد سخنگویان بیش تری برخوردار باشند. این گروه ها متشکل از باجلانی ها هستند که باجروانی یا بیجوانی یا باجروانی نیز خوانده می شوند.

 

زازا عبارت است از مجموعه ای از گویش ها که توسط گروه هایی کمابیش همگون به کار برده می شود. این گروه ها در ناحیه ای به شکل چهار ضلعی زندگی می کنند که محدود است به ناحیۀ زارا (استان سیواس ترکیه) در شمال غربی، ارزنجان در شمال شرقی، روستای گرگر (استان آدی یامان ترکیه) و موتکی (استان بدلیس ترکیه) در جنوب شرقی. تاکنون فقط دو دست نوشتۀ زازایی منتشر شده است: یکی مولود اثر ملا احمد خاصی و دیگری مولود اثر عثمان افندی که تنها آثار نوشته شده به زبان زازایی می باشند.

 

الف- گویش های شمالی

 

1- غربی:

 

که به گویش کرمانجی معروف است. این گویش در شرق و جنوب شرق ترکیه، کردهای سیلیسی ترکیه، شمال شرقی سوریه و کردهای ساکن لبنان، کردهای آذربایجان غربی ایران، کردهای خراسان و بلوچستان و احتمالأ کردهای افغانستان دیده می شود.

 

2- شرقی:

 

گویش کردهای قفقاز شوروی سابق، شامل؛ ارمنستان، آذربایجان، گرجستان، ترکمنستان، قرقیزستان و قزاقستان، کردهای بادینانی شمال غربی عراق در موصل و دهوک.

 

ب- گویش های مرکزی(سورانی)

 

این گویش در شمال شرقی عراق ، شمال غربی ایران، کردهای مکری و همچنین در سنندج و در اطراف آن که به گویش ( سنه ای ) معروف است. گویش سورانی شامل لهجه های اردلانی، مکریانی و جافی است. شهرهای اصلی گویشوران سورانی عبارتند از: پیرانشهر، بانه، بوکان، اشنویه، سردشت، مهاباد، نقده، رواندوز، سقز، دیواندره ،شاهین دژ، سنندج، تکاب، قسمتی از بیجار، مریوان، جوانرود، کامیاران، سلیمانیه، حلبچه، اربیل، رانیه، کویسنجق و کرکوک.

 

ج- گویش های جنوبی

 

1- کلهری:

 

این گویش شامل مناطقی ازاسد آباد در استان همدان ، استان کرمانشاه و کردستان تا شهر ایوان استان ایلام؛ شهرهای: کرمانشاه، اسلام آبادغرب، گیلانغرب ، سرپل ذهاب ، قصر شیرین ، ایوان غرب، ماهیدشت، سیروان و ایوان می شود و شامل لهجه های:گروسی(بیجار)، کلیایی، زنگنه‌ای، قصری است.

 

2- کرمانشاهی:

 

در شهر کرمانشاه

 

3 - ایلامی:

 

شامل لهجه های ملکشاهی، ایلامی، خزلی، ارکوازی، بدره ای ، آبدانانی است. گویش ایل های ملکشاهی، ارکوازی، خزل، ایل کرد ، میشخاصی، علیشروان، عالی بیگی، ملخطاوی، بولی، هلیلان بیجنوند و ...است. شهرهای اصلی گویشوران ایلامی عبارتند از: ایلام، ملکشاهی ، مهران، بدره، آبدانان، دهلران، سیروان، سرابله . همچنین در کردستان عراق نیز شهرهای بدره، خانقین، مندلی، زرباتیه، جلولا، جسان، کلار و کفری با گویشی شبیه به گویش ایلامی سخن می گویند.

 

4- لکی:

 

در این که لکی زبانی جدا و یا گویشی از زبان کردی و یا زبان لری است اختلاف نظر وجود دارد. برخی از زبان شناسان همچون  اتنولوگ آن را در زمره گویش های کردی جنوبی قرار داده اند و برخی آن را زبانی جدا دانسته اند. حوزه گسترش گویش لکی عبارت است از: بخش بیرانوند یا هرو در شرق لرستان با ایل بیرانوند. شهرستان سلسله یا الشتر در شمال شرقی. شهرستان دلفان یا نورآباد لرستان در شمال غربی. شهرستان کوهدشت در غرب لرستان با طایفه‌هایی همچون آدینه وند،آزادبخت، اتیوند، اولادقباد، گراوند و شاهیوند و بخش رومشگان در جنوب کوهدشت با طوایف امرایی، پادروند. شرق استان‌های کرمانشاه و کردستان و ایلام مانند شهرهای هرسین، دینور و دره شهر و شیروان چرداول با طایفه هایی همچون دارابی -صحرابگی در بیجنوند و شهبازی در هلیلان. جنوب استان همدان

 

5- سنجابی:

 

این گویش در قصرشیرین، نفت شهر، بخش‌هایی از دشت ماهیدشت استان کرمانشاه رایج است.

 

لازم به ذکر است که گویش گورانی جدا از گویش های کردی تقسیم بندی می شود، زیرا تحولات خاص زبان کردی در آن صورت نگرفته است و شامل: شمال کرمانشاه از دامنه کوه شاهو تا عراق و همچنین گویش اورامانی می شود.

 

 

 

منابع:

 

رودیگر اشمیت (ویراستار). راهنمای زبان های ایرانی. جلد اول و دوم. ترجمه آرمان بختیاری و دیگران. تهران: انتشارت ققنوس، 1387.

 

علیرضا اسدی. فرهنگ تطبیقی گویش کردی ایلامی با زبان ایرانی میانه (پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی) به انضمام تاریخ و زبان استان ایلام قبل از اسلام. ایلام: انتشارات جوهر حیات،1391.

 

محمد تقی بهار. سبک شناسی. تهران: انتشارات زوار، 1390.

 

م، خرم دل. صرف دستور زبان کوردی سورانی. مهاباد، 1361.

 

ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف. تاریخ ماد. ترجمه کریم کشاورز. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1388، چاپ نهم.

 

ولادمیر مینورسکی. کورد فی دائره المعارف الاسلامیه. بی جا، بی تا.


comment نظرات ()