هوتانه

وبلاگ تخصصی تاریخ ایران باستان

مردم شناسی تاریخی ایل کلهر
نویسنده : علیرضا اسدی - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/٦/۱٧

علیرضا اسدی مدرس دانشگاه؛ کارشناسی ارشد تاریخ ایران باستان

 

مقدمه:

ایل کلهر به عنوان یکی از بزرگترین، اصیل ترین و ریشه دارترین ایل های کرد ساکن در ایران و عراق محسوب می شود. ایل کَلهُر بزرگترین ایل استان کرمانشاه است و مردمان این ایل به گویش کردی کلهری از گویش های جنوبی کردی تکلم می‌کنند.

مسکن آنان در غرب ایران در استان کرمانشاه: شهرستان‌های گیلانغرب، اسلام آباد غرب، بخشی از کرمانشاه، سرپل ذهاب، قصر شیرین، شهرستان ایوان غرب در استان ایلام و بخشی از شهرستان‌های چرداول، دره شهر و سیروان در استان ایلام می‌باشد. همچنین بخشی از این ایل در شهرستان های بیجار و قروه استان کردستان و جغاتو شاهین دژ استان آذربایجان غربی ساکن هستند. حیطه گسترش ایل کلهر از طرف مغرب به کشور عراق شهرهای مندلی و خانقین محدود می‌شود . گروهی از ایل کلهر، تحت عنوان طایفه کرد حسین خانی در حدود ۷۰۰ سال پیش در شهر قلعه تل استان خوزستان ساکن شده‌اند. امروزه قسمت اعظم ایل در استان کرمانشاه و همچنین در شهرستان ایوان استان ایلام ساکن هستند. رزم آرا به درستی به روستایی به نام کلهر آباد در اطراف سنندج اشاره کرده است که نشان می دهد حیطه گسترش قلمرو ایل کلهر تا استان کردستان نیز کشیده شده بوده است.

تاریخچه:

ایل کلهر یکی از شعب اصلی کرد ایرانی و از کهن ترین طوایف غرب ایران است. کلهرها از زمان باستان تاکنون در عرصه سیاسی ایران حضور داشته اند. این قوم از روزگار شاه اسماعیل اول بنیان گذار پادشاهی صفویه تا دوره معاصر پیوسته با حکومت های مرکزی و پاره ای دول بیگانه ارتباط داشته است و همواره با شهامت و ثبات قدم سخت ترین حوادث را تجربه نموده اند.

ایل کلهر در فتح مصر، شام، فلسطین و دفع تجاوز بیگانگان و جلوگیری از تجاوزات پی در پی دولت عثمانی و اعراب به مرزهای غربی ایران و تأمین نیروهای مسلح نقش بسزایی داشته است خصوصا در جنگ هشت ساله عراق با ایران در صف مقدم سپاه ایران برای دفاع از آب و خاک جان نثاری ها کرده اند..

دولتشاهی در کتاب جغرافیای غرب ایران یا کوه های ناشناخته اوستا، اسامی مکان هایی همانند: زواره کوه، هفت آشیان، زویری، مِرِگ، مانِشت، گُواوِر، تجر ، سر و ناو و...) که امروزه نیز به همان اسامی نامیده می شوند را به اقوام اسطوره ای ایران (پیشدادیان و کیانیان ) منتسب می کند. چون اغلب این مکان ها در حوزه حضور گویش کلهری قرار دارند، بی ربط نیست اگر بگوییم ایل کلهر که از زمان های دور در همین منطقه می زیسته یکی از ریشه دارترین اقوام آریایی است.

صاحب نظران، محققین و مستشرقین و ایران شناسان غیر ایرانی همگی بر این عقیده اند که: کلهر ها از قدیمی ترین طوایف آریایی هستند که در غرب ایران سکونت داشته اند و در طول تاریخ مرزبانان وطن دوست و ایران خواه بوده اند. چه قبل از ظهور اسلام که با انتساب نژاد خود به پهلوانان شاهنامه این پیوند را پاسدار بوده اند و چه پس از ظهور اسلام که به سنت های خود پایبند بوده اند. راولینسون درباره قدمت و موقعیت ایل کلهر با صراحت اذعان میدارد کلهرها یکی از قدیمی ترین ایل های کردستان می باشند و همچنین در نظریه ای دیگر که بیشتر به خیال می ماند تا تاریخ حقیقی و با توجه به اینکه در کتاب شرفنامه، بدلیسی از کلهرها به عنوان فرزندان گودرز گیو و بخت النصر نام می برد، مردمان کلهر را با مردم یهودی ساکن در بیت المقدس مرتبط می سازد که این نظریه توسط دانشنامه ایرانیکا مورد تردید جدی قرار گرفته شده و از آن به عنوان نظریه ای خیالی ذکر شده است.

بدلیسی در کتاب شرفنامه در ارتباط با حکام کلهر چنین می نویسد: ایشان منحصر بر سه شعبه:  1- حکام پلنگان 2- امراء درتنگ 3- امراء ماهیدشت هستند و نسب به گودرز بن گیو (پهلوان اسطوره ای) می رسانند.

  و گیو در زمان سلاطین کیان [کیانیان]  والی شهر بابل بود که به کوفه اشتهار داشت، و از او رهام نام پسری بوجود آمد که حسب الحکم بهمن کیانی، لشکر به شام و بیت المقدس و مصر کشید، خرابی و قتل بسیار نود. چندان از قوم بنی اسرائیل به قتل آورد که از خون ایشان آسیاب به گردش آمده. مورخان بخت النصر از او تعبیر کرده اند آخر بخت النصر قدم بر سریر سلطنت نهاد از آن تاریخ حکومت آن دیار، در دست اولاد ایشان است و عشیرت اشان را گوران می خوانند. در اینجا برای اولین بار انتساب کلهرها را به گودرز گیو شاهد هستیم. حتی بدلیسی بر خلاف خداینامه های قدیمی و شاهنامه که به اشتباه گیو را فرزند گودرز دانسته اند، گودرز را فرزند گیو دانسته که حقیقتی تاریخی را در خود نهفته دارد. اگر چه بدلیسی نیز همانند علامه مردوخ در نسبت دادن گیو به دوران کیانی همانند او دنباله رو مورخین پیشین بوده است.

امروزه بنا به تحقیقات علمی صورت پذیرفته، می توان اذعان کرد گودرز گیوی که شرف خان بدلیسی از آن سخن رانده است بدون تردید گودرز دوم از فئودال های قدرتمند و پادشاه اشکانی / پارتی است. پیش از این هرتسفلد این گودرز را گودرز اول شناخته بود ولی با توجه به نقش برجسته و کتیبۀ بجای مانده از دوره اشکانیان در بیستون استان کرمانشاه و عبارت «گودرز پسر گیو» و اذعان به اینکه گودرز اول پسر اردوان سوم اشکانی بوده است نظریه بدلیسی به اینکه کلهرها از نوادگان گودرز دوم (51-44 ق.م)   -فئودال مقتدر اشکانی از شاخه فرعی اشکانیان وابسته به سلطنت- هستند تقویت می شود. گودرز دوم به مدت چند سال توانست بر تخت سلطنت اشکانیان تکیه بزند و بعدها بر اثر توطئه ای توسط بزرگان اشکانی به قتل رسید. آندره ورستاندیک با اذعان به اینکه گودرز دوم هوادارانش را در مدی (ماد) اسکان داده بود تا از آنها بر علیه مهرداد برای تصاحب تاج و تخت استفاده کند این نظریه را تقویت می کند.

بدلیسی در جای دیگر اشاره می کند: نهنگ دریای محنت و پلنگ کوهسار مشقت، فرهاد که در زمان خسرو پرویز ظهور کرده از طایفه کلهر است. این سخن روایت سینه به سینه مطلعین ایل را که جوانان کلهر بر قله های زاگرس آتش افروز جشن های باستانی و حامل تندیس ها ی هنری و مذهبی بر صخره گاه های صعب العبور علی الخصوص بیستون بوده اند را قوت می بخشد.

حکام پلنگان

 از میان حکام پلنگان، از چهار نفر بیشتر نام برده است که اولین آن ها غیب الله بیگ نام داشته است که مردی صالح و عابد و فاضل بوده است وی به اطاعت شاه اسماعیل صفوی در آمد و چون فوت کرد پسرش محمد بن غیب الله بیگ به جانشینی او منصوب شد.

پس از مرگ شاه اسماعیل اول و به سلطنت رسیدن شاه طهماسب صفوی، محمد بن غیب الله، از سوی دیوان شاه طهماسب به حکومت پلنگان منصوب شد و او مردی فاضل و عادل و منصف بود و به فضلا و علما بسیار احترام می گذاشت و در پلنگان مدرسه ساخت و شاه طهماسب دختر او را به زنی گرفت. او چهار پسر به نام های میر اسکندر و میر سلیمان و سلطان مظفر و جمشید بیگ داشت که قلمرو خود را بین آنان تقسیم کرد و فرزند بزرگش امیر اسکندر، جانشین خود نمود.

پس از مرگ محمد پسرش امیر اسکندر، در قزوین به خدمت شاه طهماسب رفت و منشور حکومت آن ولایت را به دست آورد و در زمان فرمانروایی شاه اسماعیل دوم امیر اسکندر به خدمت او رفت و با احترام بسیار مورد توجه شاه اسماعیل دوم قرار گرفت و فرمان حکومت پلنگان را از وی گرفت و مدت بیست سال حکومت کرد.

پس از مرگ امیر اسکندر، سولاغ حسین تکلو که از طرف شاه اسماعیل حاکم دینور بود به قلعۀ پلنگان حمله برو و آنجا را تصرف کرد و سلطان حسین، برادر سولاغ، از ترس برادرش فرا کرد و به محمود پاشا، حاکم شهر زور، پناه برد و با مرگ شاه اسماعیل دوم، حاکم عثمانی شهر زور قلعۀ پلنگان را تصرف کرد. از دیگر حکام پلنگان می توان از درویش بیگ اول و صفی خان (متوفی 1140 ه.ق) و الله وردی سلطان که تا سال 1153 ه.ق حکومت کرد و درویش بیگ دوم که در سال 1205 ه.ق درگذشت و صفی بیگ دوم که تا سال 1240 ه.ق حاکم جوانرود و روانسر بود، نام برد.

امراء کلهر درتنگ

گروه دوم از امرای کلهر، امرای درتنگ هستند که به ولایت حلوان معروف بوده است و حلوان، سرپل ذهاب امروزی است. اولین امیر این خاندان سهراب بیگ نام داشته که مردی شجاع و بخشنده و نامدار بوده است و نواحی پاوه، باسکه و آلانی و قلعه زنجیر روانسر و دوان و زرمانیکی را در تصرف خود داشته است. پس از مرگ او پسرش، عمر بیگ، به امارت رسید که در آغاز آدمی ناپاک و خونریز و شراب خوار بوده است ولی بعد، از گناهان خود توبه کرد و مدتی بعد به خدمت شاه سلیمان رسید او آدمی شجاع و بخشنده و جوانی سرآمد بود و از حدود دینور تا بغداد در تصرف او قرار داشت. وی آدمی ثروتمند بود و گوسفندان زیادی داشت.

امراء کلهر ماهیدشت (مادی دشت)

گروه سوم از امرای کلهر، امیران ماهیدشت هستند که در قسمت های شمالی استان ایلام کنونی (ماهیدشت کنونی) فرمانروایی داشته اند. از امرای بنام آنها می توان از شهباز و فرزندش القاس نام برد.

ولادیمیر مینورسکی این باوراست که ایل کلهر همانند دیگر ایل شیعه کرد پازوکی روابط نزدیکی با دربار صفویه داشته اند.

ایرج افشار سیستانی در تحقیقات خود راجع به کلهرها می نویسد: از ابتدای دوره شاه طهماسب اول(1576-1524 م) تاریخ نویسان ضمن سخن از حاکم کردان کلهر می نویسند:کوچ نشینان کلهر، بین کرمانشاهان و مرز ایران ساکن بودند و گویا در ابتدای امر نفوذ دولت ایران در آنان اندک بوده است. ضمن وقایع سال ۱۵۴۴م مآخذ چنین می گویند: که گروهی برای تنبیه عشایر کلهر که همواره یاغی بودند فرستاده شد. ایل کلهر در دوره صفویه بیشتر در نواحی ماهیدشت تا مندلی به زیست مشغول بوده اند و به گفته منابع همیشه ۵۰۰ نفر یاساقی را آماده خدمت می کرده و ظاهراً حاکم ایل دارای موقعیت مستقلی بوده است.

نادر پس از انتخاب به پادشاهی ایران در دشت مغان سیاست جابجایی ایلات و عشایر را به اجرا درآورد و چون از نافرمانی ایل کلهر با خبر بود برای کم کردن قدرت آنها در منطقه کرمانشاه گروه زیادی از اعراب میش مست و ترکمانان را به قلعه کرمانشاه فرستاد.

ابوالحسن گلستانه می نویسد: «نادر شاه(۱۱۴۸-۱۱۶۰ه.ق) نیز در بنای قلعه معروف کرمانشاهان از بیم و قیام ایل کلهر به جای استقرار سواران وجنگجویان قلمرو زنگنه وگوران ,بسیاری از اعراب ترکمان واعراب میش مست خراسانی را کوچانیده ودر قلعه مستقر ساخت .چون با اعتراض نجف قلی خان ایل بیگی کلهر مواجه گردید.دستوربه کور کردن او داد ،که چشمانش را میل کشیدند». پس از مرگ نجف قلی خان ایل بیـگی کلهر که به دستور نادر کور شده بود. علی خان کلهر ایل بیگی کلهر را به دست آورد با به قتل رسیدن نادر با استفاده از هرج ومرج اوضاع داخلی کلهرها بر سر اعراب میش مست و ترکمان که در قلعه مستقر بودند ریخته آنها را از پای در آوردند. آنها همچنین از حامیان به سلطنت رسیدن کریم خان زند بودند. اما کریم خان زند در مدت سلطنت خود از هیچ یک از طوایف و رؤسای ایل کلهر در دربار خود استفاده ننمود و بیشتر از روسای ایل کلهر برای حفاظت از مرزهای غربی در برابر تهاجمات عثمانی ها استفاده می نمود.

دکتر کریم سنجابی در کتاب ایل سنجابی، مجاهدت ملی ایران می نویسد: بزرگ ترین ایل کرمانشاه و بلکه یکی از بزرگ ترین ایل های کرد در زمان حاضر ایل کلهر است. مردمان ایل کلهر رشید، سوارکار، باسخاوت، مهمان نواز و با نشاط هستند. این ایل بزرگ مجموعاً مشتمل بر بیست تا سی هزار خانوار است و از طوایف و تیره های مختلف ترکیب یافته است. مردم کلهر تماماً شیعه هستند و محدودی علی اللهی هم دارند. این ایل در گذشته یک ایلخانی داشته و دارای بهترین املاک و مراتع بوده است. سرزمین محلات آن ها  در قسمت جنوب ولایت کرمانشاهان، تقریباً از پشت دروازه ی شهر تا حدود سر حد گسترده و متصل به یگدیگر است. در دوره رضا شاه پهلوی نواحی قلمرو ایل کلهر، باوند پور نامیده می شد.

از برجسته ترین رؤسای ایل کلهر می توان به ذوالفقارخان کلهر، داود خان کلهر و سلیمان خان کلهر (سلیمان خان قبادیانی) اشاره نمود. ذوالفقار خان کلهر در دوره صفویه قلمرو ایل کلهر تا شهر بغداد عراق گسترش داده بود. آخرین رئیس مقتدر ایل کلهر داود خان کلهر بود که در حمایت از محمد علی شاه قاجار و سالار الدوله در نبرد با مشروطه خواهان کشته شد. پس از وی عباس خان کلهر در دوره رضا شاه مدتی در زندان به سر برد و پس از جنگ جهانی دوم و خروج رضا شاه از زندان آزاد شد.

وجه تسمیه ایل کلهر

در علت نامگذاری این ایل اصیل کرد با نام کلهر تاکنون نظریاتی مطرح شده است که باید در ساخت، ریشه و معنی آن دقیق شد، لفظ کلهر با فتح کاف و ضم هاء از دو بخش «کل» و «هور» یا «هُر» تشکیل شده است. این کلمه که با تلفظ های متعدد در منابع آمده است از قبیل کلهور ، کلهر و کلِر. در زبان محلی تلفظ سوم بیشتر رایج است. از همه آنها یک معنی به ذهن متبادر می شود. کَل به معنای آهوی کوهی نر می باشد واز خصوصیات این حیوان کوهی، همانا شجاعت و جنگندگی و جست وخیز فراوان آن است. قسمت دوم کلمه، هور یا هُر می باشد که در لغتنامه ها به معنای خورشید و آفتاب آمده است. از ویژگی های خورشید درخشندگی و سرعت و جذابیت می باشد. حال اگر به دنبال وجه شبه این دو کلمه کل و هور با مردمان ایل کلهر بگردیم باید نظری داشته باشیم به زیستگاه و قلمرو آنها یعنی دامنه ها و ارتفاعات پر فراز و نشیب زاگرس. .مردمان این ایل در طول تاریخ با ناملایمات طبیعی دست و پنجه نرم کرده با شجاعت و جنگندگی همانند آهو و کل، کوه ها وصخره ها را در نوردیده و رام خواسته های خویش کرده اند و مهاجمانی که از صفحات غربی ایران قصد سوئی نسبت به کشورمان را داشته اند عقب رانده و آنها را به خاک مذلت نشانده اند.

از طرفی بنا به گفتۀ برخی نویسندگان کلهرها که شاخه ای از نژاد کردهای اصیل هستند و این ها را به خاطر چهره های بشاش و جذاب و همچنین سرعت برق آسایی که در پیمودن کوه ها و گردنه های صعب العبور داشته اند، به خورشید که مظهر جذابیت است تشبیه کرده اند. بنابر این کلهر نامی با مسمی و برازنده این مردمان کرد می باشد که سالها با شجاعت و دلیری عرصه را بر دشمنان این مرز و بوم تنگ کرده اند. البته بر اساس نظریه ای دیگر ریشه کلهر از (کَل + گِر) به معنای گیرنده کل و شکارچی کل آمده است که نشان از چالاکی مردمان ایل کلهر است.

بر اساس نظریه بنده در پس ریشۀ نام کَلهُر یا کَلهور می توان رگه هایی از ریشۀ نام تمدن کهن آسیانی+آریایی هوری را باز شناخت. تمدن هوری‌ها در هزاره سوم در آناتولی شرقی نیز در سایه پادشاهی میتانی وجود داشت و آنها بزرگ‌ترین و با نفوذترین ملت پادشاهی میتانی محسوب می‌شدند. هوری‌ها عملاً در هزاره دوم ق.م. در همه قسمت‌های بین النهرین باستانی ساکن گشتند و نقش اساسی در تاریخ هیتیان بازی کردند و این سرزمین‌ها به سرزمین هوری‌ها معروف بود. با بسط سرزمین‌شان، هوریان در اواخر قرن ۱۵ ق.م رقبای سرسخت تمدن های بابل و مصر بودند. این احتمال وجود دارد که واژه کلهر یا کلهور (کل + هور) بر گرفته از ریشه نام بزرگان و رؤسای تمدن کهن هوری در 2500-1500  سال ق.م باشد. کَل (بزرگ) + هور (تمدن هوری)

 وجود هوریان ثابت شده است و در هزاره دوم ق.م نیز ایشان در ناحیه کرکوک (آراپخای باستانی) می زیسته اند. حدود قلمرو این تمدن کهن را از میانرودان شمالی و سوریه تا نواحی شرقی تر (آذربایجان، زنجان و کرمانشاه کنونی) بین رشته کوه های زاگرس و توروس تعیین کرده اند. الیور گرنی در تحقیقاتش به این نتیجه رسیده است که بسیاری از بزرگان هوریایی به نام های ایرانی نامیده شده اند. وینکلر (H.Winckler) در نظریه ای با مشاهده چند نکته از جمله مشاهده اسامی خدایان آریایی از جمله (Arunnashahil)، (Mitrashashil)، و اصطلاح ((Maryani که به باور او در اصطلاح ودایی  به معنای جوان و قهرمان است به این نتیجه رسیده است که هوری ها آریایی بوده اند. همچنین دانشنامه بریتانیکا هوریان را با منشأ آسیانی (Asianique) (بومی های ساکن منطقه پیش از ورود آریایی ها) ممزوج با خاندان اشرافی آریایی معرفی می کند که توانسته اند برای مدتی بر آشوری ها غلبه نمایند و حکومت مقتدری را در هزاره دوم ق.م تشکیل دهند. دانشنامه بریتانیکا محدوده قلمرو تمدن هوری را از رشته کوه های زاگرس تا دریاچه وان تعیین کرده است.

 

منابع و مآخذ:

افشار سیستانی، ایرج. مقدمه ای بر شناخت ایل ها، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران. تهران: انتشارات ثامن الائمه (ع)، ۱۳۸۲.

بدلیسی، شرف خان.. شرفنامه (تاریخ مفصل کردستان). به اهتمام ولادیمیر ولییامینوف زرنوف. تهران: انتشارات اساطیر، 1377.

بنونیست، امیل. دین ایرانی. ترجمۀ بهمن سرکاراتی. تهران: انتشارات قطره، 1393، چاپ پنجم.

بویل. جی. آ (ویراستار). تاریخ ایران کمبریج (از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانی). ترجمۀ حسن انوشه. تهران: انتشارات امیر کبیر، 1368.

دولتشاهی، عمادالدین. جغرافیای غرب ایران یا کوه های ناشناخته اوستا. تهران: انتشارات مؤلف، 1363.

دیاکونوف، ایگور میخائیلوویچ. تاریخ ماد. ترجمۀ کریم کشاورز. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1388، چاپ نهم.

راولینسون، هنری کرزیک. سفرنامه راولینسون، گذر از زهاب به خوزستان، تهران: ۱۳۶۲.

راولینسون، هنری کرزیک. کتیبۀ پارتی سرپل ذهاب، مجلۀ انجمن سلطنتی جغرافیایی، 1839.

رزم آرا، علی. جغرافیای نظامی ایران، کرمانشاه. تهران: چاپخانه ارتش، 1320.

روحانی، بابا مردوخ (شیوا). تاریخ مشاهیر کرد. بخش دوم، جلد 3، به کوشش ماجد مردوخ روحانی. تهران: انتشارات سروش، 1371.

سعیدیان، عبدالحسین. دائرةالمعارف سرزمین و مردم ایران. تهران: انتشارات آرام،1388.

سنجابی، کریم. ایل سنجابی و مجاهدت ملی ایران: خاطرات علی اکبر خان سنجابی، سردار مقتدر. تهران: انتشارات شیرازه، 1380.

کیهان، مسعود. جغرافیای مفصل ایران. تهران: کتابخانه ،موزه و مرکز مجلس شورای اسلامی، 1310-1312.

گرنی، الیور. هیتی ها. ترجمه رقیه بهزادی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1388.

گلستر، ل. مدارکی برای مطالعۀ ساختمان اجتماعی اوگاریت. VDI، شمارۀ 4، 1952.

گلستانه، ابوالحسن بن محمد امین. مجمل التواریخ. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1392.

گودرزی، علیرضا. ایل کلهر در دوره مشروطیت. کرمانشاه: انتشارات کرمانشاه، ۱۳۸۱.

گیرشمن، رومن. ایران از آغاز تا اسلام. ترجمۀ محمد معین. تهران: انتشارات نگاه، 1388، چاپ دوم.

محمدی، آیت. سیری در تاریخ سیاسی کرد. انتشارات پرسمان. ۱۳۸۲

میرنیا، علی. ایل‌ها و طایفه‌های عشایری کرد ایران. تهران: انتشارات نسل دانش، ۱۳۶۸.

ورستاندیک، آندره. تاریخ امپراتوری اشکانیان. ترجمۀ محمود بهفروزی. تهران: انتشارات جامی، 1386.

http://www.iranicaonline.org/articles/kalhor

https://www.britannica.com/topic/Hurrian

https://www.ethnologue.com/language/sdh

Hassan Arfa, The Kurds: An Historical and Political Study, London, 1966.

 

* روزنامه شرق، سال چهاردهم، شماره 2845، شنبه 2 اریبهشت 1396،صفحه 5.

 
http://www.sharghdaily.ir/VijehNO.aspx?V_NPN_Id=300&PageNO=5
http://www.sharghdaily.ir/…/02/Vi…/PDF/13960202-2845-5-8.pdf
www.sharghdaily.ir/Vijeh/10048/مردم-شناسی-تاریخی-ایل-کلهر
http://www.kordha.ir/?p=8976
http://www.kordha.ir/?p=8973&tp=FA

 


comment نظرات ()