هوتانه

وبلاگ تخصصی تاریخ ایران باستان

اظهار نظر فلوگل خاور شناس آلمانی در رابطه با کورش کبیر
نویسنده : علیرضا اسدی - ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۸

هنگامی که اوضاع تاریک واندوهبارجهان را در اندک روزگاری پیش از کورش بیاد می آوریم، اهمیت بی کران آن شاه شکوهمند و بزرگ، بهتر نمایان می شود. اورا به حق لقب«بزرگ»  داده اند، زیرا بدان گروه انگشت شماری از مردمان تعلق دارد که انسانیت نمی تواند از دادن لقب « بزرگ» بدانان دریغ کند.

اگر اورا بزرگ می دانند، برای آنست که با وسایلی ناچیز ، به کامیابیهائی رسید که نمونه اش را کسی نشنیده بود...شاهنشاهی او از دریای سیاه تا مروئه و از سیرنائیک تا آمودریا و رود سند گسترش داشت، واین نخستین شاهنشاهی جهانی بود، همان قلمرو اسکندری بود پیش از آنکه اسکندری پیداشده باشد. ولی کورش بر خلاف اسکندر با دولت فراخ اما پوسیده و در بستر مرگ افتاده ای روبرو نشد که شکار آسانی برای هر سرکرده مزدوران جنگی باشد... برعکس کورش عده ای از پارسیان گزیده ونخبه را به فتح چهار دولت که بزرگترین وگردن فرازترین دولتهای روزگار خود بودند رهبری کرد...  باری وی بزرگ بود، اگر بزرگی را در آن گیریم که کسی در راه درستی و داد بجنگد و حتی بمیرد.. وی ماننند آن فرمانده رومی ( ژولیوس سزار) که چون مادر کشان تیغی را که جمهوری به وی سپرده بود، بر روی خود او کشید، نبود؛ مانند سرداری آلبانی ( آتیلای هون) ، یا سرکرده فرانکی ( شارلمانی)  و یا خان مغولی ( چنگیز خان) نبود که برای سیر کردن حس آزمندی وجنگجویی خود بر سر مردمان بیگانه تاخته باشد، بلکه وی پادشاهی بود که چون بوسیله دولت ماد مورد حمله واقع شد و لودیه و بابل و مصر بر علیه وی هم پیمان گشتند و بر سرش تاختند، شمشیرش را برای دفاع از تاج و تخت و سرزمین پدرانش از نیام بیرون کشید و پیروزیها یافت و بر حق ترین همه پیروزمندان گشت.

از همه بالاتر ، وی یک انسان بود. بر جامه اش لکه خون آلود هیچ فرمان کشتاری یا کین جویی وستمگری ورفتار بیداد گرانه ای – از آنها که فرزند المپیاس - اسکندر- را بی آبرو ساخته است، یافت نمی شود... ولی بارها اسکندر فرمان کشتار همگانی داد. ازاو کاری مانند آن مقدونی که در تخت جمشید تختگاه دشمن را به آتش کشید و ویران ساخت سر نزد. شاهان وسرکردگان گرفتار آمده را مثله نکرد و آنان را گرد دیوارهای شهرستان بر خاک نکشانید؛ چنانکه آن مقدونی در مورد بسوس وشیر غزه ( باتیس) انجام داد .وی دشمنان را بر دار نکشید و با شکنجه نکشت چنانکه رومیان در مورد شاه پهلوان و آزاده آرورنیان کردند و هم میهنان خودرا بی خردانه به دژخیم نسپرد آنگونه که اسکندر آن خدای دیوانه در مورد برانخیدیها، کلیتوس و پارمینیون سپیدموی کرد...  باری وی« برترین» بود ، بسیار برتر آز آنکه در اندیشه ملتش و یا روزگارش بگنجد... کورش همچون پدری –  پدری از هرجهت نیکو- مهر وستایش یاران وهم میهنانش را بر انگیخته است... و قوم پارس موجودیت خودرا به عنوان یک عامل جوان در تاریخ جاودانی بشر مدیون اوست، با همه طوفانهای سختی که بر وی گذشته از سرنوشت هزاران قبیله ای که سرزمین ایران را زیر پای گذاشتند وسپس رفتند وگم شدند وفراموش گشتند دور مانده است...او آفریننده  وپدر زمان خود بود و وجودش« یکتا» و « بی همتا » در تاریخ جهان مانده است.


comment نظرات ()