هوتانه

وبلاگ تخصصی تاریخ ایران باستان

تصریح دانیال پیامبر و جبرئیل بر ذوالقرنین بودن کورش کبیر در 2600 سال پیش
نویسنده : علیرضا اسدی - ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٠

 

دانیال نبی در کتاب تورات چنین می آورد:

بند8 از کتاب دانیال نبی:

در سال سوم سلطنت بلشصر - حاکم بابل- رؤیایی بر من دانیال ظاهر شد بعد از آنکه اول به من ظاهر شده بود ودر رؤیا نظر کردم و می دیدم که من در دارالسلطنه شوشن که در ولایت عیلام می باشد بودم و در عالم رؤیا دیدم که نزد نهر اولای(کرخه) می باشم. پس چشمان خود را برافراشته ، دیدم که ناگاه قوچی نزد نهر ایستاده بود که دوشاخ داشت و شاخ هایش بلند بود و یکی از دیگری بلندتر وبلندترین آنها آخر برآمد. و قوچ را دیدم که به سمت مغرب و شمال و جنوب شاخ می زد و هیچ وحشی با او مقاومت نتوانست کرد و کسی نبود که از دستش رهایی دهد و بر حسب رأی خود عمل نموده ، بزرگ می شد.

در حینی که متفکر بودم اینک بز نری از طرف مغرب بر روی تمامی زمین می آمد و زمین را لمس نمی کرد و در میان چشمان بز نر شاخی معتبر بود. وبه سوی آن قوچ صاحب دو شاخ که نزد آن نهر ایستاده بود آمد و به شدت و قوت خویش نزد او دوید و او را دیدم که چون نزد قوچ رسید به او به شدت غضبناک شده، قوچ را زد هردو شاخ او راشکست و قوچ یارای مقاومت نبود پس وی را به زمین زده پایمال کرد، وکسی نبود که قوچ را از دستش رهایی دهد. وچون بز نر بی نهایت بزرگ شد و چون قوی گشت آن شاخ بزرگ شکسته شد و در جایش چهار شاخ معتبر به سوی بادهای اربعه آسمان برآمد و از یکی از آنها یک شاخ کوچک برآمد و به سمت جنوب و مشرق و فخر زمینها بسیار بزرگ شد. وبه ضد لشکر آسمانها قوی شده، بعضی از لشکر و ستارگان را به زمین انداخته، پایمال نمود. وبه ضد سردار لشکر بزرگ شد و قربانی دائمی از او گرفته شد و مکان مقدسی از او منهدم شد. و لشکری به ضد قربانی دائمی ، به سبب عصیان داده شد و آن لشکر به راستی را به زمین انداختند و او موافق رأی خود عمل نموده ، کامیاب گردید. و مقدسی را شنیدم که سخن می گفت و مقدس دیگری از آن یک که سخن می گفت، پرسید که رؤیا درباره ی قربانی دائمی و معصیت مهلک که مقدس و لشکر را به پایمل شدن تسلیم می کند، تا به کی خواهد بود؟ او به من گفت:« تا دو هزار و سیصد شام و صبح و آنگاه مقدس تطهیر خواهد شد.»

و چون من دانیال رؤیا را دیدم و معنی آن را طلبیدم ، ناگاه شبیه مردی نزد من ایستاد و آواز آدمی از میان نهر اولای شنیدم که ندا کرده می گفت:« ای جبرئیل، این مرد را از معنی رؤیا مطلع ساز». پس او نزد جایی که من ایستاده بودم آمد و چون آمد من ترسان شده، به روی خود درافتادم او مرا گفت: « ای پسر انسان بدان این رؤیا برای زمان آخر می باشد.»

و حینی که او با من سخن می گفت، من بر روی خود بر زمین در خواب سنگینی می بودم و او مرا لمس نموده ، در جایی که بودم برپا داشت.گفت: « اینک من تو را از آنچه در آخر غضب واقع خواهد شد اطلاع می دهم زیرا که در زمان معین واقع خواهد شد. اما آن قوچ صاحب دو شاخ که آن را دیدی پادشاهان مادیان و فارسیان می باشد. آن بز نر ستبر پادشاه یونان می باشد و آن شاخ بزرگی که در میان دو چشم او بود پادشاه اول می باشد و اما آن شکسته شدن و چهار شاخ در جایش برآمدن، چهار سلطنت از قوم او نه از قوت او بر پا خواهد شد. و در آخر سلطت ایشان چون گناه عاصیان به اتمام رسیده باشد پادشاه سخت روی ومکار خواهد برخاست...

نتیجه: در این خواب و وحی که به دانیال نبی نازل گردید چند مورد به چشم می خورد:

1- اذعان صریح جبرئیل به ذوالقرنین بودن کورش پادشاه فارس(قوچ صاحب دو شاخ)

2- اذعان صریح بر اینکه کورش و پادشاهان پارس با اقوام وحشی و بی تمدن جنگیده اند.

3- تصریح بر اینکه از اسکندر به عنوان بز نر وحشی با یک شاخ نام برده شده بر خلاف تمامی مورخین قرون اولیه اسلامی که او را ذوالقرنین می دانستند.در حالی که او دشمن فرزندان ذوالقرنین بوده است.

4- اینکه دوران حکومت اسکندر و چهار حکومت جانشینان او( سلوکیان، بطالسه مصر ، مقدونیان یونان، حکومت آسیای صغیر مقدونی آنتیگونوس ) حکومت هایی توأم با گناه و عصیان بوده است.

5- تصریح بر اینکه حکومت اسکندر و جانشینانش حکومت ضد الهی است. ( بر ضد لشکر آسمان)

5- وحی بر دانیال نبی مبنی بر اینکه مزار او در شوش و در کناره رود اولای خواهد بود.


comment نظرات ()