هوتانه

وبلاگ تخصصی تاریخ ایران باستان

سند افتخار ایران زمین ( کتیبه شاپور اول ساسانی)

کتیبه پهلوی کعبه زرتشت که تا کنون از لحاظ کمیت و کیفیت بزرگترین و مهمترین سند و کتیبه پهلوی ساسانی و بمنزله یک صفحه درخشان و غیرقابل انکار تاریخ شاپور اول و کشور گشائی او و حدود و ثغور کشور پهناور ایران ساسانی میباشد.این کتیبه نشان پر افتخار ایران زمین است.کعبه زرتشت که نگاهبان این اعتبار و سند پرارج و بهاست و کتیبه به سه خط پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی و یونانی بر بدنه آن کنده شده یک بنای چهارگوش ساده و در عین حال زیبا و باهیمنه ایست که دوازده متر ارتفاع دارد و از شانزده ردیف سنگهای گران وزن مرمرنما در فاصله چهل و شش متری کوه مقدس حاجی آباد برابر آرامگاه ابدی شاهنشاهان هخامنشی و در همان دوران بنا گردیده که فکر حمل چنین سنگهای عظیم الجثه ئی انسان را مات و مبهوت میسازد. 

 

راجع باینکه کعبه زرتشت برای چه منظوری بنا گردیده اقوال و عقاید مختلف است بعضی آنرا مقبره و پاره ئی جایگاه آتش مقدس و دسته ئی محل نگاهداری کتاب مقدس اوستا و پرچمهای سلطنتی دانسته اند. برای آشنایی بیشتر هم وطنانم ترجمه فارسی این کتیبه را آورده ام.

ترجمه فارسی کتیبه کعبه زرتشت:

1- من ،بغ مزدیسن ، شاپور شاهان شاه ایران و انیران که چهر از ایزدان (دارد)،پور بغ مزدیسن ،اردشیر ،شاهان شاه ایران که چهر از ایزدان (دارد)،نوه بغ بابک ، شاه ایرانشهر ،فرمانروا هستم و (در اختیار)دارم شهر: پارس ، پارت،میشان ،اسورستان ، نودشرگان،ارابایه،آذربایجان ،ارمنیه  

2-ورجان ،سیگان،اران،بلاسگان تا فراز کوه قاف و الانان در،کوه پدشخوار،ماد،گرگان،مرو،تاکاش، سغدو مرز چاچستان و از آن سوی دریای مزون شهر و شهر (تصرف شده)را پیروز شاپور نام کردم و (دیگری را)هرمزد-اردشیر نام کردم.

3-واین چند شهر و شهریار و فرماندار،همه از سوی ما به باجگذاری و انقیاد درآمده ئندو هنگامیکه نخست به شهریاری رسیدم گردیانوس قیصر از همه روم ، گوت و ژرمن شهر ،نیرو گرد آوری کرد و به اسورستان علیه ایرانشهر و ما آمد و در مرز اسورستان در مشیگ ، پادرزم (و)رزمی بزرگ بود. گردیانوس  

4-قیصر کشته شد.نیروی رومیان نابود شد و رومیان فیلیپوس را قیصر کردند و فیلیپوس قیصر به التماس نزد ما آمد وپانصد هزار دینار (بعنوان) خونبها به ما داد(و) باجگذار شد وما ازاینروی مشیگ را به پیروز 

شاپور نام کردیم قیصر بار دیگر پیمان شکنی کرد (و)ارمنیه را تباه کرد و ما بر رومیان شهر تاختیم و شصت هزار نیروی رومیان در بالس 

5- کشته شد،و شهر اسوریه و هر آنچه پیرامون شهر اسوریه بود همه سوخت ویران و غارت شد و در همان زمان از رومیان گرفته شد ،دژ و شهرستان (های ):شهرستان انت با همه پیرامون آن ،بیرت اروپان با همه پیرامون آن، بیرت اسپورکان با همه پیرامون آن ،شهرستان سوریه با همه پیرامون آن،شهرستان بالس با همه پیرامون آن ، شهرستان منبج

6-با همه پیرامون آن ، شهرستان حلب با همه پیرامون آن ، شهرستان قنسرین با همه پیرامون آن ، شهرستان افامیه با همه پیرامون آن ،شهرستان رفنیوس با همه پیرامون آن ،شهرستان زوما با همه پیرامون آن،شهرستان اورنا با همه پیرامون آن ، شهرستان کنداروس با همه پیرامون آن ، شهرستان ارمناژ با همه پیرامون آن ، شهرستان سلوکیه با همه پیرامون آن ، شهرستان انطاکیه 

7-با همه پیرامون آن ، شهرستان کروس با همه پیرامون آن ، شهرستان سلو کیه دیگر با همه پیرامون آن ، شهرستان اسکندریه با همه پیرامون 

آن،شهرستان نکوپولیس با همه پیرامون آن ، شهرستان سیژر با همه پیرامون آن ، شهرستان حمات با همه پیرامون آن ، شهرستان ارستون با همه پیرامون آن ، شهرستان دیکور با همه پیرامون آن ، شهرستان دورا با همه پیرامون آن ، شهرستان دولوخ با همه

8-پیرامون آن ،شهرستان قرقیسیه با همه پیرامون آن ، شهرستان ژرمن با همه پیرامون آن ، شهرستان بتنان با همه پیرامون آن ، شهرستان خانر و همه پیرامون آن ،در کپدوکیه شهرستان ستل با همه پیرامون آن ، شهرستان دومان با همه پیرامون آن ، شهرستان ارانگیلیه با همه پیرامون آن ، شهرستان سوش با همه پیرامون آن ، شهرستان شود با همه پیرامون آن ، شهرستان فرات با همه پیرامون آن ،

9-شهرستانها با همه پیرامونهای آنها سی و هفت . در جنگ سوم هنگامیکه مابر حران و رها تاختیم و حران و رها محاصره شد والریانوس قیصر بر علیه ما آمد و با او بود از شهر ژرمنیه ،از شهر رتیه ، از شهر نوریک ، از شهر داکیه ،از شهر پانونیه ،از شهر موسیه ،از شهر ایستر ،از شهر اسپانیا ، از شهر افریقیه ، از شهر تراکیه ،

10-از شهر بوتونیه ، از شهر آسیا ، از شهر پمفیلیه ، از شهر اسوریه ،از شهر لوکنیه ،از شهر گلاتیه ، از شهر لیسیه ، از شهر کیلیکیه ،از شهر کپدوکیه ، از شهر فریجیه ، از شهر سوریه ، از شهر فنیقیه ، از شهر یهودیه ، از شهر اربایه ، ازشهر موران ، از شهر ژرمنیه ، از شهر رودس ، از شهر اسروین ، از

11-میانرودان ، نیرو هفتاد هزار و در نزدیکی رها و حران با والریانوس قیصر نبردی بزرگ درگرفت و ما خود با دست خویش والریانوس قیصر را اسیر کردیم و دیگران را (اعم از) رئیس گارد ، سناتورها و افسران و هر آن کس که سالار سپاه بود اسیر کردیم و آنها به پارس برده شدندو شهر سوریه ، شهر کیلیکیه و شهر کپدوکیه 

12-سوخت، ویران و غارت شد و در آن جنگ از رومیان گرفته شد شهر اسکندریه و شهرستان کت ایسوس با همه پیرامون آن ، شهرستان شمیشاط با همه پیرامون آن ،شهرستان کرتریه با همه پیرامون آن ،شهرستان ایگا با همه پیرامون آن ، شهرستان ماماستیه با همه پیرامون آن ،شهرستان مالوس با همه پیرامون آن ، شهرستان ادانا با همه پیرامون آن ،شهرستان طرسوس 

13-با همه پیرامون آن ، شهرستان زفیرون با همه پیرامون آن ، شهرستان سباستیه با همه پیرامون آن ، شهرستان کرکوس با همه پیرامون آن ، شهرستان انازربوس با همه پیرامون آن ،شهرستان کستابالا با همه پیرامون آن ، شهرستان نرونیاس با همه پیرامون آن ، شهرستان فلاویاس با همه پیرامون آن ،شهرستان اپیفانیه با همه پیرامون آن ،

14-شهرستان کیلاندروس با همه پیرامون آن ، شهرستان انه مورین با همه پیرامون آن ، شهرستان سالینوس با همه پیرامون آن ، شهرستان میون پولیس با همه پیرامون آن ، شهرستان انطاکیه با همه پیرامون آن ، شهرستان سرتیاب با همه پیرامون آن ، شهرستان موستن پولیس با همه پیرامون آن ، شهرستان تویانا با همه پیرامون آن ، شهرستان قیصریه با همه پیرامون آن ، شهرستان کومانایا 

15-با همه پیرامون آن ، شهرستان کوبستریه با همه پیرامون آن ، شهرستان سبستیه با همه پیرامون آن ، شهرستان بیرت با همه پیرامون آن ، شهرستان راکوندیه با همه پیرامون آن ، شهرستان لارندیه با همه پیرامون آن ، شهرستان ایکونیه با همه پیرامون آن ، شهرستان ها با همه پیرامون آنها همگی سی

شش ، و مردم کشور رومیان و انیران 

16-به اسارت کوچانده شدند؛اندر ایرانشهر؛اندر پارس ، پارت ،خوزستان ، اسورستان و شهر به شهر دیگر که ما و پدر و نیاکان و پیشینیان (مارا) دستگرد بود ، در آنجا مستقر شدند و ما در پی بسیاری شهرهای دیگر نیز بودیم و بسیار نام(آوری) و دلیری کردیم که ایدر ننوشتیم ؛اما این چند مورد را از این روی فرمودیم نوشتن که هر آنکس که پس از ما باشد

17- این نام (آوری) دلیری و فرمانروائی مارا بدانند واز آنجائی که ایزدان اینگونه ما را دستگرد کردند (نیز)به پشتیبانی ایزدان این چند شهر را خواستیم و بدست آوردیم از اینروی ما نیز شهر به شهر (برای آنها) بسیار آتش بهرام برپا کردیم و برای مغمردان بسیار کرفگی کردیم و ایزدان را نیایشی بزرگ کردیم و نیز در این جا بنابراین کتیبه برپا کردیم : آتشی به نام خسرو شاپور،

18-برای روان و دوام ناممان ، آتشی به نام خسرو آذر-ناهید برای روان و دوام نام دخترمان آذر-ناهید شاهبانوان شاهبانو؛آتشی به نام خسرو هرمزد – اردشیر برای و دوام نام پسرمان هرمزد –اردشیر شاه بزرگ ارمنیه ؛آتشی دیگر به نام خسرو شاپور برای روان و دوام نام پسرمان شاپور میشان شاه

 

19- آتشی به نام خسرو نرسی برای روان و دوام نام پسرمان نرسی آزاده مزداپرست شاه هند،سگستان و تورستان تا کناره دریا؛ و آنچه که (ما)به این آتش (اختصاص) دادیم و هر آنچه که بعنوان آئین وضع شد ،نیز بدین ترتیب همه (آنها)برپادخشیر نوشته شد و از آن جمله یکهزار گوسفندیکساله از محل اضافه درآمد مطابق آئین بود و ما به آتشان (اختصاص)دادیم؛ما فرمان دادیم که برای روان ما در مورد آنها اینگونه عمل شود :روز 

20-به روز یک گوسفند یکساله ، یک گریو و پنج هوفن نان ، چهار پاس می ، برای روان ساسان خدای بابک شاه و شاپور شاه بابکان و اردشیر شاهان شاه ؛خورانزیم شهر شاهبانو؛آذر – ناهید شاهبانوان شاهبانو ؛دینگ شاهبانو ؛ بهرام گیلانشاه ؛ شاپور میشان شاه ؛ هرمزد اردشیر شاه بزرگ ارمنیه ؛ نرسی سگان شاه ؛شاپور دخت 

21-سگان شاهبانوِ؛چشمگ بانو؛پیروز شاهزاده؛مرود بانو، مادر شاپور شاهان شاه؛ نرسی شاهزاده ؛ رودخت شاهدخت دخترانوشگ ؛ورازدخت شاهبانوی استخریاد، دختر خورانزیم و هرمزدگ پسر شاه ارمنیه ؛ هرمزد و هرمزدگ، اودابخت و بهرام ، شاپور، پیروز، پسران میشان شاه؛ شاپور دخت ، دختر میشان شاه و

22- هرمزد دخت ، دختر سگان شاه ، یک گوسفند 

یکساله ، یک گریو و پنج هوفن نان، چهار پاس می؛ و آن گوسفندان یکساله ای که در آنجا باقی میمانند ، تا زمانی که بپایند ،برای آن روان هائی که ما فرمان دادیم روان ( آنها را) یشتن و در آنجا نوشته شده است ، کسانی که در فرمانروایی بابک شاه بوده اند : ساسان اورسیگان ؛ فرگ فرگان ؛ بهرامبادهورگان؛ اسپورگ اسپورگان ؛ پوهرگ مردینگان ؛ زیاگ نوید بند؛

23-شاپور بیژنگان؛ شاپور مهروزنگان ؛ کسانی که در فرمانروایی اردشیر شاهان شاه بوده اند : ساتاروپ ، شاه ابرینه ؛ اردشیر، شاه مرو؛ اردشیر ، شاه کرمان ؛اردشیر سگان شاه ؛ دینگ ، مادر بابک شاه ؛ رودگ، مادر اردشیر شاهان شاه ؛ دینگ بابکان، شاهبانوان شاهبانو؛ اردشیر بیدخشن ؛ بابک هزاربد؛ دیهن وراز؛ ساسان ، فرمانروای اندیجان ؛ پیروز قارن؛

24-گوگ قارن ؛ ابورسام اردشیر فر ؛ گیلمان  دماوندی رخش سپاهبد؛ مرد دبیر بد؛ بابک نوید بد؛ پاچهر وسپورگان ؛ ویفر فرگان ؛ مهر خواشت بریگان ؛ هومفر یاد ماد یگانبد؛ دیران زینبد؛ چهرگ دادور؛وردان آخوربد؛مهرگ توسرگان؛ زیاگ زبرگان؛سگبوس نخجیربد؛ خودوگ گرستبد؛ژاهین می دار؛کسانی که در فرمانروائی ما بودند : اردشیر ، شاه نوشردگان ؛ 

25-شاه کرمان ؛ دینگ ، شاهبانوی میشان دستگرد شاپور ؛ هامازاسب ؛ شاه ورجان ،شاهزاده بلاش بابکان ؛ شاهزاده ساسان که (اراده) پریگان را داشت ، شاهزاده ساسان دیگر که (اراده) کدوگان را داشت ،شاهزاده نرسی پیروزان ، شاهزاده نرسی شاپوران ، شاپور بیدخش ؛ بابک هزاربد ، پیروز اسب بد ؛ اردشیر وراز ، اردشیر سورن ؛ نرسی فرمانروای اندیجان ،

26-اردشیر قارن ؛ بهنام فرمدار ؛ فریاگ ؛ شهرب وه اندیوگ ؛ سریدوی شاه موست ، اردشیر اردشیر شنوم ، پاچهر تهم شاپور ؛اردشیر، شهرب گویمان ، چشمگ نیو شاپور ، بهنام شاپور شنوم ، تیر مهر ؛ دژبد شهر گرد ، زیاگ نویدبد ، اردوان دماوندی ؛ ویندفرن اوگان ، رزمژوی و پابش

27-پیروز شاپور شمبیدگان ، ورزن ، شهرب جی ، کردسرو بیدخش ، بابک ویسپورگان ، بلاش سلوگان ،یزد باد ، اندرزبد شاهبانوان ، بابک شمشسر دار ، نرسی شهرب ریند ، تیانگ ، شهرب همدان ، وربد پرسته بد ، ژوی مرد رستگان ، اردشیر ویفرگان ، ابرسام شاپور ،دریگان سالار ، نرسی برّگان ،شاپور نرسیگان ؛ نرسی

28-گرستبد، هرمزددبیربد ؛ نادوگ زندان بان ؛ بابک 

دربد ، پاسفل پاسفلگان ، ابد خش پسر دژ بد ، کرتیر هیربد ، رستگ ، شهرب وه اردشیر ، اردشیر پسر بیدخش ، مهر خواشت گنجور ، شاپور فرمدار ، ارشتاد ، دبیر ویژه مهران ، ساسان ساسانان ، شبستان <بد> ، ویروی بازار بد ؛ اردشیر ، شهرب نیریز ؛ بغداد ورد بدان ؛ کرتیر اردوان <-ان> ؛ زروانداد بندگان ،

29- وینار ساسانان ،مانزگ شبستان <بد >،ساسان دادور، وردان ناشپدگان ؛ وردگ گراز بد ؛ در مجموع برای هر یک ، یک گوسفند یکساله ، یک گریو و پنج هوفن نان ، چهار پاس می . اکنون همانگونه که ما در مورد امور و اعمال مربوط به ایزدان می کوشیم و دستگرد ایزدان هستیم و به یاری ایزدان این چند شهر را خواستیم و بدست آوردیم ، نام آوری و دلیری کردیم ، او نیز که پس از ما باشد و فرخ باشد او نیز در مورد امور و

30-اعمال مربوط به ایزدان بکوشند تا ایزد < ان نیز با او > یار شوند و < او را > یار شوند و < او را > دستگرد کنند . این دستنوشته من هرمزد دبیر پسر شیلگ دبیر است .این جمله آخر در متن اشکانی  فقط نوشته شده است .