هوتانه

وبلاگ تخصصی تاریخ ایران باستان

تحلیل مردم شناختی مراسم عروسی سنتی و نمادهای آن در ایل ملکشاهی
نویسنده : علیرضا اسدی - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٧

ده‌سم بشکێ نه پایه‌م، باوه‌م بمرێ نه دایه‌م

سەرچاوە: مانگنامەی کوشک

والیه منتی-فوق لیسانس مردم شناسی و مدرس دانشگاه


 

اشاره، قسمت اول با اختصار:

 

رشد تکنولوژی باعث جدایی مردم از آداب و رسوم آباء و اجدادیشان شده است. متاسفانه با هجوم امواج ماهواره ای، رادیویی، تلویزیونی و اینترنت و …که مرزی را نمی شناسند با هدف دستیابی به دهکده جهانی کلیه خرده فرهنگها در معرض نابودی قرار گرفته اند.

این پژوهش در محدودۀ روستای بان شیطان (بانرحمان) زادگاه نگارنده و محل اصلی قشلاق عشایر کوچرو ایل ملکشاهی از ایلات عمده و باستانی کرد انجام شده است. در این پژوهش هم از روش کتابخانه ای (اسنادی) و هم از روش میدانی (مشاهدۀ عینی و مشارکت آمیز) استفاده شده است.

اهمیت و ضرورت تحقیق:

امروزه همبستگی ها رنگ باخته و مفهوم قبیله و ایل نیز تضعیف شده است تا جایی که اگر در حفظ آداب و رسوم و فرهنگ گذشته بی تفاوت باشیم برای فرزندان آیندۀ خود چیزی نداریم که بیان کنیم و نسلی بی ریشه و بی هویت خواهیم داشت. چون زندگی پر درد و سر و انفجار اطلاعات امروزی به ما این فرصت را نمی دهد که مثل گذشتگانِ خود سینه هایمان را دایره المعارف فرهنگ شفاهی ایل قرار دهیم و آنرا سینه به سینه به نسل بعد منتقل کنیم بلکه هم ضرورت دارد و هم اهمیت که فرهنگ شفاهی ایل را ثبت و ضبط کنیم. بنابراین ضروری است که وطن پرستان و فرهنگ دوستان در حفظ میراثهای فرهنگیِ اصیل ملی و قومی خود کوشا باشند و در برابر یورشهای فرهنگهای وارداتی که با نیرنگهای مختلف بر خرده فرهنگها تحمیل می شوند مقاومت کنند تا خرده فرهنگ ها در فرهنگ غالب هضم نشوند؛ چون میراثهای فرهنگی هر قومی هویت و شناسنامۀ آن قوم می باشند.

نظریۀ پژوهش:

مراخل تکامل خانواده و ازدواج از نظر مورگان از پایه گذاران نظریه تکاملی شامل مراحل ذیل است:1- آمیختگی جنسی 2- خانوادۀ همخون 3- خانوادۀ اشتراکی 4- خانوادۀ چند همسری(چند شوهری و چند زنی) 5- خانوادۀ هسته ای.(قرائی مقدم، 1382، 222).

دورکیم سیر تحول خانواده را بدین شرح ذکر می کند: 1- کلان 2- خانوادۀ همخون 3- خانوادۀ پدرسری رومی 3- خانوادۀ زن و شوهری.(فربد، 1383، 20).

باخوفن و مک لنان هر دو از طرفداران نظریۀ تکامل فرهنگی و نظریۀ مادرسالاری بوده که اعتقاد داشتند سیر تحول خانواده از بی بندوباری جنسی شروع و به مادرسالاری، پدرسالاری و تک همسری ختم شده است.(همان، 18).

تحلیل مراسم عروسی سنتی (ازدواج سنتی):

در اکثر مناطق روی سر عروس تور سفیدرنگ می‌اندازند ولی در مناطق کردنشین به جای تور سفید از تور قرمزرنگ به نام تارا (که‌ژاوال)استفاده می‌کنند. همچنین سایر لباس‌های عروس نیز قرمزرنگ هستند. به نظر پژوهشگر علل اهمیت رنگ سرخ در عروسی سنتی شامل موارد ذیل است:

1) رنگ قرمز، عشق و روابط عاطفی را افزایش می‌دهد.(پاراک نیتین، 1387، 41).

2) رنگ سرخ نماد شادی و نشاط و موفقیت و پیروزی در راه حق می‌باشد.

بهترین رنگ‌ها سرخی بود و آن از خورشید به وی می‌رسد.(خسروانی، 1380، 178).

3) رنگ سرخ منادی تملک و تصرف است. همچنین رنگ سرخ نماد عشق و بالندگی و هیجان است. (ویل دورانت، 1380، 125).

4) رنگ سرخ و یا رنگهای گرم در پوشاک، نمادی از احساسات، هیجان و اشتیاق هستند. رنگ سرخ روشن نمادی از تیزی و تندی، زیبایی، قدرت، مولد حرکت، بخشندگی، جوانی، سلامتی و ثروت است.(مجیدی خامنه، 1385، 147).

5) در مناطق کردنشین و همچنین در هندوستان بر سر عروس‌ها تور قرمز رنگ می‌اندازند. در مناطق کردنشین، حتی رنگ لباس‌های عروس اعم از سُخمه (soxma)، خفتان(Xeftăn) و کُلَنجه (koĺanja) و کمربند عروس (شَمله) (Šameĺa) همگی قرمز رنگ هستند. حتی کف دست، پا، موی سر عروس و دست و پای گوسفند قربانی عروسی را هم با حنا قرمز می‌کنند و عروس را نیز اغلب بر مادیان قرمز رنگی سوار می‌کنند و برای سرشیرینی(خلعت داماد برای خانوادۀ عروس) هم یک قاطر قرمز رنگ طلب می‌کنند و کف پای عروس را هم به خون آغشته می‌کنند و به سرخی(خون آلود بودن) دستمال شب زفاف بسیار اهمیت می‌دهند.

پیروان میترائیسم به رنگ سرخ علاقه داشتند و رنگ سرخ، رنگ متعلق به میترا است. میترا همان خدای عهد و پیمان و دوستی هند و ایرانی است.

امروزه در غرب ایران (مناطق کردنشین) هنوز هم آثار و نمادهای آیین میترا (مهرپرستی) در آداب و رسوم و رفتارهای مردم وجود دارد. مذهب یارسان در غرب ایران، بازماندۀ مهرپرستی می‌باشد. مهرپرستان همدیگر را یار خطاب می‌کردند. واژه یارسان یعنی یار خورشید. چون مهرپرستان، خورشید (sun) را مظهر میترا می‌دانستند و Sunday (یکشنبه) هم روز متعلق به خورشید بود. شاید تور قرمزرنگ سر عروس و اهمیت به رنگ قرمز در مناطق کردنشین و هندوستان، بدین خاطر است که هنوز هم کردها و هم هندی‌ها نمادهای میترا (خدای هند و ایرانی) را بیشتر از بقیه حفظ کرده‌اند. در هند بر سرِ عروس تور قرمز و بر پیشانی زنان و بخصوص عروس‌ها، خال قرمز رنگی می‌گذارند.

جان هینلز می‌نویسد: مرتبه دوم آیین تشرف میترا، مرحله همسر است که نماد آن عروس بود و شخص تشرف یافته همچون عروسی به ازدواج کیش مهر در‌می‌آمد. وی نیم‌تنه زرد کوتاهی که نوارهای سرخی داشت برتن می‌کرد و گمان می‌کردند که صاحب چنین مرتبه‌ای از حمایت ونوس (زهره یا ناهید) برخوردار است.(جان هینلز، 1381، 134).

خاستگاه مهرپرستی ایران است و زمان پیدایش آن معلوم نیست اما آنچه مشخص است این است که نخستین بار مهرپرستی در غرب ایران رواج یافته است.(رستم‌پور، 1382، 26).

درویشان، علی‌الهی‌ها، همچنین یارسان (اهل حق)، در غرب ایران به آئین میترائیسم (مهرپرستی) بسیار شبیه هستند.(همان، 135).

در عروسی سنتی کمر عروس را حین خروج از منزل پدرش با دستمالمی‌بندند(سه گره می زنند)و داخل دستمال، نان می‌گذارند.این کار می تواند به دلایل ذیل باشد:

1) کمربند عروس نشانه وفاداری، پاکدامنی و نکاح است. عروسِ کمربنددار نمایندۀ اسفندارمذ است. در گزیده‌های زاداسپرم کُشتی را اول بار سپندارمذ (فرشته زمین) پدید آورد. اسفندارمذ فرشته زمین و زنان درستکار و پاکدامن و شوهر دوست و خیرخواه است.(بهرامی، 1383، 29).

 کمربند ونوس (cestus) کمربندی است که در یک ازدواج مشروع، نشانه نکاح و شادمانی طرفین توسط زن بافته و توسط شوهر گشوده می‌شود. سوء استفاده از آن در یک ازدواج نامشروع واژه‌های بی‌تقوا(incestum)یا بی‌عصمت(ungirdled)را از واژۀ مذکور به وجود آورده است. همچنین اصطلاح incest به معنی زنا با محارم از واژه لاتینی incestum یا بی‌تقوا ریشه گرفته است.(ئولین رید، 1363، 653).

کمربند آفرودیت/ونوس به دارندۀ آن جذابیت جنسی می‌بخشد. همچنین هرا/جونو صاحب کمربند بود. در روزگار باستان، به کار بردن کمربند، دلالت بر وفاداری در ازدواج داشت. کمربند مریم عذرا دلیل عفت یا پاکیزگی و نیز نشان توماس تردید کننده بوده، سه سوگند رهبانی فقر،  عفاف و اطاعت بوسیله سه گرهی نشان داده می‌شود که در کمربند راهبان فرقه فرانسیسکن بود.(جیمز هال، 1387، 264).

2) نشانه کمربستن به حل مشکلات است.

کمر علامت و نشانۀ قدرت، باروری و مقاومت در برابر سختی هاست و «کمرِ کسی شکستن» کنایه از طاقت و توان او از بین رفتن و قدرت تحمل او تمام شدن است.(انوری، 1383).

کمربند وقتی به کمر بسته می شود اطمینان، آسایش، قدرت و نیرو می دهد. « کمربستن» مصمم و آماده شدن به انجام کاری، عزم کردن و «کمر به کاری بستن»، با تصمیم و آمادگی به آن پرداختن است. در معنی مخالف این، «کمرگشادن»، از کار باز ماندن و ترک فعالیت معنی می دهد. (همان).

3) کمربستن یعنی کمرِ همت به خدمت و بندگی و طاعتِ شوهر بستن، سرسپردگی، تسلیم و تعهد به خدمت شوهر و یا کمرِِ بندگی به طاعت خدا بستن.

بستن کمربند نشانۀ تسلیم، وابستگی و محرومیت دلخواه یا تحمیل شده از آزادی است. اصطلاح «کمربسته» کنایه از آمادگی برای خدمت گذاری و مطیع فرمان بودن است. همچنین «کمردار» و «کمربند»، خدمتگزار معنی می دهد.(همان).

4) کمربند، نماد حمایت، پاکی، نیرو و حصارِ حفاظتی است.

کمربند، نماد حمایت، پاکی و نیرو است و شخص را از حملۀ ارواح خبیث در امان می دارد و مانند حصار دور شهرها آنها را از شر دشمن حفظ می کند.در مراسم سرسپاری در هند، استاد وقتی کمر سرسپرده را می بندد، در هر دور، می گوید: کمربندِ مقدسِ خدای بانویِ محبوب، به خاطر قوۀ نفسهایش پر از نیرو است و پوستمان را پاک می کند و از طلسم و جادو حفاظتمان می کند.(مجیدی خامنه، 1385، 154).

علاوه بر دستمالی که روز عروسی بر کمر عروس می‌بستند، عروس یک کمربند از جنس پشم بافته شده به رنگ قرمز به نام شه‌مله نیز زیر آن دستمال بر کمر می‌بست. شه‌مله، شبیه کُشتی (کُستی) زرتشتیان  است. کُشتی که آنرا بندِ دین هم می‌گویند بند سفید و باریک و بلندی است که از هفتاد و دو نخ پشم سفید گوسفند بافته شده است. هر فرد زرتشتی پس از 15 سالگی بایستی آنرا بدور کمر ببندد (کشتی را سه دور بر دور کمر می‌بندند).

کُستی کمرِ بندگی است و طاعت داشتن خدای عزوجل. (عفیفی، 1374، 586).

زنار و کشتی، نوعی پیمان و قول گرفتن هستند یعنی متعهد به دین و قول.(رزاق منش، 1372، 164).

5) کمربستن عروس یعنی عروس از جهت حمایت‌های مادی و معنوی پدر و مادر کمربسته باشد.

6) گره زدن بر کمربند (دستمال) نشانۀ تثبیت وضعیتی معلوم است و نماد حمایت است و برای جلوگیری از چشم زخم هم بکار رفته است.

گره زدن می تواند موجب تثبیت وضعیتی معلوم باشد. «گره بستن» کنایه از محکم و استوار کردن و «گره زدن» کنایه از ارتباط دادن و مرتبط کردن است.(انوری، 1383).

در آسیای میانه گره ها نقش مهمی در عشق و ازدواج دارند. در یک تصنیف کولی آمده است: چه کسی پیش می بیند آینده ام را ؟، چه کسی فردا باز خواهد کرد گره های چادر شبی ام را که تو بر سینه ام بسته ای؟

در آسیای میانه لباس عروس دارای کمر بندی بافته با گره هایی برای حفاظت از چشم بد است.در سنت اسلامی، گره نماد حمایت است. اعراب، ریش های خود را برای رفع چشم بد گره می زنند. (مجیدی خامنه، 1385، 163).

در عروسی سنتی، در لای دستمالی(کمربندی) که بر کمر عروس می‌بستند مقداری نان می‌گذاشتند که بعد از باز کردن کمربند در شب زفاف توسط داماد، بایستی هر دو از آن نان بخورند؛ که اولین نشانۀ همسفرگی است. نان نماد برکت است و این که از پیشانی این عروس، داماد به نان و نوایی برسد.

رقص‌ها در ایل ملکشاهی با حرکات پا انجام می‌شوند و حرکت دست‌ها، شکم و باسن در رقص‌های ملکشاهی معمول نیست. به نظر پژوهشگر این کار می تواند به دلایل ذیل باشد:

1) چون منطقه ملکشاهی کوهستانی است، بنابراین برای تقویت پاها، رقص‌های این منطقه همگی با حرکات پا انجام می‌شود.

دکتر قطب‌الدین صادقی می گوید: یکی از مهمترین ویژگی‌های رقص کردی، پایکوبی یعنی کوبیدن پا بر زمین است. خیلی از رقص‌ها هست که کوبشی نیست، نرم است. ولی رقص کردی به پا زیاد اهمیت می‌دهد چون رقصی است که متعلق به کوهستان است و کوهستان پاهای نیرومند لازم دارد. (صادقی، 1380، 54).

2) معیشت اکثر مردم ملکشاهی زندگی دامداری که در آن پا بیشتر اهمیت دارد.

در مناطقی مثل ملکشاهی که شیوه معیشت، دامپروری و دامداری است پا بسیار اهمیت دارد و مردم این منطقه اگر از کسی تقدیر کنند می‌گویند: «پایار بوی»یعنی پادار (پایدار) باشی. بنابراین اهمیت دادن به پا در رقص‌هایشان نمایان می‌شود. اما در مناطقی که دارای دشت‌های وسیع هستند و معیشت کشاورزی دارند، دست، بیشتر‌ اهمیت می‌یابد و رقص‌هایشان بیشتر با دست انجام می‌شود  و اگر بخواهند از کسی تقدیر کنند می‌گویند: «دستت درد نکند» «دستت بی بلا». یک ضرب‌المثل در ملکشاهی زبانزد عام و خاص است که به خوبی نشان می‌دهد اهمیت پا مربوط به دوران مادرسالاری و دامداری، و اهمیت دست مربوط به دوران پدرسالاری و کشاورزی است: دَسم بشکی نه پایَم، باوَم بمری نه دایَم. یعنی: دستم بشکند نه پایم، بابام بمیرد نه مادرم. یعنی پایم و مادرم بهتر از دستم و پدرم می‌باشد.

3) رقص با پا یا پایکوبی برای بیدار کردن زمین جهت باروری است که جنبه اسطوره‌ای- آئینی دارد. «در پایکوبی ضربه‌هایی برای بیدار کردن زمین، بر زمین می‌کوبند، چون انسان‌ها فکر می‌کردند با این طریق می‌توانند زمین را بارور کنند تا به محصول بیشتری دست پیدا کنند. از این رو مردان برهنه می‌شدند و لخت روی زمین می‌رقصیدند. اما الآن این فراموش شده ولی در ناخودآگاه به یاری طلبیدن آن همچنان نزد ما وجود دارد.رقصِ شلم یکی از جنبه‌های رزمی، زخمی‌هاست. زخمی‌هایی هستند که با یک پا می‌رقصند که این همان اسطورۀ قدرت است. یک نوع رقص کردی نیزداریم که شکلی است از حمله و عقب‌نشینی، یک، دو، سه و چهار حمله می‌کند و یک، دو و سه، تمرین حمله و عقب‌نشینی است، منتها به شکل بسیار باشکوه آن و بعد آرام آرام با پا دانه را در زمین فرو می‌برند و ناگهان خودشان را بالا می‌کشند انگار آرزویی است که این دانه رشد کند. تمام این حرکات ریشه‌های اسطوره‌ای دارد و در ارتباط با معیشت و زمین است».(صادقی، 1380، 56).

4) پایکوبی باعث تنفس و تخلیۀ انرژی زمین، پیوند با زمین و جلوگیری از زلزله می‌شود.

خانم دکتر هاژه کلاویر می گوید: وقتی 50 یا100 و یا 200 نفر کرد، رقص و پایکوبی انجام می‌دهند انرژی را از زمین خارج می کنند و زمین به علت این حرکت،نفس می‌کشد و دیگر نمی‌لرزد. مثلاً در استانبول ترکیه زمین‌لرزه روی می‌دهد به این خاطر است که آنجا زمین بیمار است و هلپرگه صورت نمی‌گیرد و زمین مجبور است زلزله کند، در آنجا انسان با زمین پیوند ندارد، ولی کرد با زمین در ارتباط بوده و با زمین پیوند دارد.(کلاویر، 1381، 86).

رقص، بازتابش شرایط جغرافیایی است یعنی هر منطقه‌ای بنا به شرایط جغرافیایی یک سری ریتم‌ها آفریده تا رابطه اش را با طبیعت هموار کند و حیات خود را تضمین نماید. درس بزرگی که رقص به ما می‌آموزد معنای سمبلیکی که دارد، نشان دادن شور و انرژی انسان در جمع، نشان دادن عمر جامعه و از دست ندادن خوشبینی به زندگی است.

دکتر قطب‌الدین صادقی می‌گوید: در بعضی عروسی‌ها شرم‌ می‌کنم، گاهی حتی مردها رقص‌هایی می‌کنند که براساس اندام‌های جنسی است، این ظلمی است که به رقص رفته است، این رقص ها دل بهم زن هستند، این نوع رقص‌ها با رقص کردی در تعارض آشکارند چون رقص کردی، آئینی است.

اهداف رقص‌های آئینی عبارتند از: الف) دست یافتن به شادی ب) گرایش به تعادل و توازن که به ما آرامش می‌بخشد. ج) بیرون ریختن انرژی اضافی در انسان که اگر آن انرژی دفع نشود انسان بیمار می‌شود مثل آبی که اگر بماند تبدیل به گنداب می‌شود و نه تنها تن پژمرده می‌شود بلکه روح هم پژمرده می‌شود. د) بیان خوش‌بینانه انسان نسبت به زندگی. مثلاً در ایلام، متأسفانه، در بهترین ماه‌های سال (بهار) فصل عشق، شکوفا شدن زندگی، زمین و طبیعت هر ماه 38 نفر خودسوزی می‌کنند چون روح مردم بر اثر سال‌ها در خط اول جنگ بودن و مشکلات دیگر پژمرده است. یک سری برنامه هنری شامل موسیقی و رقص ترتیب دادند، خودکشی و خودسوزی به 8 نفر در ماه رسید.

رقص کردی به هیچ وجه برای جلوه فروشی نیست، یک رقص دسته‌جمعی است که دارای ارزش‌های معنوی، اجتماعی و اسطوره‌ای است. در واقع حرکتی است که انسجام وحدت قوم و قبیله را نشان می‌دهد. آیین ها و مراسم، لباسی است که بر تن اسطوره می پوشانند، اسطوره یعنی تکرار این آیین ها، با هر تکرارِ رقص، شما بار دیگر اسطوره را زنده می کنید. این انسجام و وحدت برای فرهنگ‌هایی که دائماً در طول تاریخ مورد تهاجم و تاخت و تاز واقع شده‌ و ناامنی‌های جغرافیایی، تاریخی و معیشتی دارند (مانند کردها) نقش بسیار تعیین کننده‌ای ایفا کرده است.(همان، 51).

دکتر کزازی می گوید: داستان هلپرگه یا رقص آئینی در فرهنگ کردان بسیار پیچیده‌تر از آن است که ما بینگاریم. رفتاری است به آئین، به اندام و موزون که در هنگام شادمانی به آن دست می‌یازند. این گونه رقص و پایکوبی در سرشت و ساختار گیتی هم وجود دارد، رقص تنها از آن آدمیان نیست، همۀ هستی می‌رقصند؛ از آن جنین که در زهدان مادر نهفته است تا در جهان بسیار خرد، آن ریزه های بنیادین که بر گرد هستی رقصانند و آن جهان بسیار بزرگ، که در آن اختران بر گرد خورشید می رقصند. رقص از این دید نشانة نیایش، زندگی، پویه، جنبش، تکاپو زیستن در گیتی است؛ ما تا به گروثمان و نیروانا نرسیده ایم ناچاریم از رقصیدن، اگر خود در بیرون نرقصیم یاخته‌ها در درون ما می‌رقصند. شما زمانی که بسان آن کرد ناب ایرانی می رقصید، با همه پدیده‌های هستی، با جهان بسیار خرد، با جهان بسیار بزرگ پیوند می‌گیرید به گونه‌ای جاودانه و رازوارانه.(کزازی، 1380، 49).

آنگاه که زبان از بیان احساسات ناتوان می‌ماند، اعضا به یاریش شتافته و احساسات درونی انسان را به تصویر می‌کشند تا پتانسیل نهفته، آزاد شده و روح از بند عقده‌های گوناگون رهایی یابد.(نصراله‌پور، 1378، 202).

 

وێنه‌گر : فوئاد گوده‌رزی

در عروسی سنتی در بین همۀ کردها و همچنین ایل ملکشاهی، سَرچوپی بسیار اهمیت دارد.

دستمالی که رهبر (سردسته) هر گروه رقص در دست می‌گیرد و آن را در هوا می‌چرخاند«چووپی یا سه‌رچووپی» نام دارد. به نظر پژوهشگر سَرچوپی جنبه هایی نمادین به شرح ذیل دارد:

1) سَرچوپی نماد پرچم است. همچنانکه هر کشوری یا گروهی پرچمی دارند، دسته رقص نیز بایستی یک سَرچوپی داشته باشند.

2) سَرچوپی سمبل رهایی و پرواز دارد و بادی که به آن می‌خورد یعنی حرکت و جنبش. درواقع سرچوپی بیان ایدئولوژی است، در پشت این سرچوپی یک مرام و تفکر هست. دستمال نمادی است برای کل حرکت گروه که همه ما را به پویایی دعوت می‌کند یعنی می‌گوید مثل این باد باید پویا و رها بود و حرکت کرد و گرنه می‌توانستند با دست برقصند.(صادقی، 1380، 54).

3) سَرچوپی نماد رهبر و آزادی عمل رهبر است: چون سرچوپی‌کش الگویی را می‌آورد ولی کل گروه نظم خود را رعایت می‌کنند. او ده جور داوناسیون و حرکات ریز انجام می‌دهد ولی گروه حق ندارد ریتم را به هم بزند. در طول تاریخ هر جمعی به یک رهبری که آزاد باشد و بتواند حرکت کند اعتقاد داشتند.(همان، 54).

4) سَرچوپی سمبل رابطه زمین و آسمان است. پرچم و دستمالی که به اهتزاز درمی‌آید پیوند دهنده زمین و آسمان است یا پیوند دهنده انسان و خداست.(همان، 54).

رقص ها در ایل ملکشاهی همگی به صورت دایره‌ای اجرا می شوند.

دایره در وهلۀ اول نقطه‌ای است گسترش یافته، سمبولیسم یا تفسیر نمادین آن دربر گیرنده مفاهیم کمال، یکپارچگی و نبود هر نوع تمایز و تفکیک است.(آلفرد هوهنه‌گر، 1383، 29).

دایره رمز تطور و وجود پیاپی زندگی است، دایره حریم یکرنگی، دوستی، صمیمیت و تجمع است. دایره تجلی نظم زمینی و کیهانی است. (منتی، 1384، 191).

تمام رقص‌ها متعلق به دوران کشاورزی است (در بین‌النهرین حدود 8500 سال پیش از میلاد وارد دوره کشاورزی شدیم). ما تحت تأثیر انقلاب کشاورزی با مفهوم زمان آشنا شدیم، با مفهوم دایره و رویش آشنا شدیم. در رقص کردی، دایره، بسیار اساسی است. این شکل دایره را در تقویم و ساعت کشف کردیم چون برای کاشتن دانه نیاز به زمان و تقویم و حرکت ستارگان داشتیم. تطبیق سال اساطیری با سال طبیعی، به خاطر آن است که زمان از بین نرود و به همین دلیل یکی از مهمترین شکل‌هایی که کشف کردند، شکل برگشت دایره است. البته قبل از دوره کشاورزی یعنی در دوره دامداری، در دوره‌ای که انسان‌ها جستجوی عذا می‌نمودند، شب‌ها پشت به تاریکی و رو به منبع آتش می‌نشستند و چشم به چشم هم می‌دوختند تا مراقب دشمن‌هایی باشند که احتمالاً از پشت می‌آمدند، و نیز برای اینکه از تاریکی نترسند، دایره را آن وقت شناختند، ولی اوج شناخت دایره در دوره کشاورزی است و اینکه یک بار دیگر ما به تناسخ و چرخش فصول رسیدیم. شکل دایره تنها برای رجعت به این زمان اسطوره‌ای نیست بلکه تکرار این دایرة کامل برای کشتن ترس و برای تقویت روح جمعی نیز هست. بازگشت به آغاز چیز، ازلیت گمشده‌ای که انسان همواره در جستجویش هست، هیچ رقص کردی نیست که دایره نباشد. تکرار شکل دایره در رقص، برای این است که امنیت روانی فرد در دل جمع نشان داده شود.(صادقی، 1380، 54).

 

وێنه‌گر : فوئاد گوده‌رزی

در عروسی سنتی در ایل ملکشاهی، عروس بعد از رفتن به خانۀ داماد، بایستی به چشمه برود و هفت مشک را پر از آب کند. در عروسی سنتی پر کردن هفت مشک آب توسط عروس به این نیت صورت می‌گیرد که عروس بارور شود و 7 پسر به دنیا بیاورد. از دید اسطوره‌ای آوردن آب از چشمه وظیفه خانم‌هاست، چون محرم هستند و چشمه، و زمین در اسطوره‌ها مؤنث بوده و مرتبط با آناهیتا(الهۀ آب و باروری)هستند همچنین شاید یکی از علل این کار پر آب شدن چشمه باشد؛ چون عروس، مظهرِ باروری است. در قدیم برای پر آبی قنات مراسم عروسی قنات را برگزار می‌کردند،

«آداب و رسوم مربوط به آناهیتا (ناهیدپرستی) همگی ارتباط پیدا می کند به آب و ریزش باران و جریان رودخانه ها و حفر و نگهداری قنوات، کیفیت ازدواج و مناسبات میان زن و مرد، مسائل مربوط به زایش انسانها و گوسفندان».(باستانی پاریزی، 1380، 308).

در اصفهان برای ازدیاد آب قنات پیرزنی را برای قنات عقد می کنند و بایستی هفته ای یک بار در آب قنات آبتنی کند که این عروسی قنات گویاترین رسم مربوط به ناهید پرستی است.(همان، 361).

در دزفول برای طلب باران پسری به نام تیر مرد را به شکل دختری آرایش می کنند و مشک خشکی را بر دوش او می اندازند و به صحرا می فرستند.(همان، 351).

منبع: ماهنامه کوشک و سایت ژیار کورد

 


comment نظرات ()